زائر کرب و بلا گفت: خدا حافظ و رفت *** دل من پشت سرش کاسه آبی شد و ریخت
***
بنازم آنکه دائم گفتگویی کر بلا دارد *** دلی چون جابر اندر جستجویی کربلا دارد
بیاد کارروان اربعین با گریه می گوید*** به هرجا هست زینب رو به سوی کربلا دارد
بیاد آن لب تشنه هنوز این عاشق خسته*** به کف جامی لبالب از سبوی کربلا دارد
اگر دست قضا مانع شد از رفتن بپا بوسش*** همی بوسم و خاکی را که بوی کربلا دارد
***
در کتاب کامل الزیارات آمده است که شخصی از امام صادق علیه السلام سؤال می کند، که اگر کسی زمینه را آماده کند برای دیگری که به زیارت امام حسین علیه السلام برود، چه مقدار ثواب دارد؟ امام صادق علیه السلام می فرماید:«ثواب من زار الحسین ع بنفسه أو جهز إلیه غیره، یُعْطِیهِ اللَّهُ بِکُلِّ دِرْهَمٍ أَنْفَقَهُ مِثْلَ أُحُدٍ مِنَ الْحَسَنَاتِ» (کامل الزیارات/باب چهارم) کسی که خودش به زیارت امام حسین علیه السلام برود و یا کسی دیگری را تجهیز نماید به اندازه هر درهمی که در این راه مصرف می کند یا برای زیارت دیگری پول میدهد، خدا به اندازه کوه احد حسنات به او میدهد. از این روایت شریف به خوبی استفاده می شود که امام حسین علیه السلام چه جایگاه و مقامی در نزد خداوند متعال دارد! به راستی امام حسین علیه السلام، این جایگاه را تنها از این روی بدست آورد که فرمان بردار محض بود، و تمام حرکات و سکناتش در راه رضای الهی بود، و برای رضای او قیام کرد. امام صادق علیه السلام در زیارت اربعین امام حسین علیه السلام، هدف از قیام آن حضرت را اینگونه بیان می کند. «... وبذل مهجته فیک لیستنقذ عبادک من الجهال? و حیر? الضلال?...» خداوندا امام حسین علیه السلام جانش را در راه تو فدا کرد برای اینکه بندگان تورا از جهالت و حیرت و سرگردانی و گمراهی نجات بخشد. در این فراز هدف از قیام امام حسین علیه السلام نجات دادن مردم از جهالت بیان شده است. جهالت یک معنای عرفی دارد که به معنایی نادانی است که حقیقتا بنی امیه مردم را غرق در نادانی گردانیده بودن شما در تاریخ بیبینید، معاویه برای خودن کدو دستور می دهد که آن را مانند حیوانات ذبح نماید. از طرف دیگر امام علی علیه السلام، مجبور می شود که به پیروانش بخش نامه صادر نماید که کدو ذبح ندارد و مانند سایر سیفی جات است. از طرف دیگر جهالت در قرآن کریم به معنا های دیگری نیز آمده است. انتخاب گناه یکی از معانی جهالت است که در قرآن کریم سوره یوسف آمده است.«َربِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَیَّ مِمَّا یَدْعُونَنِی إِلَیْهِ ? وَإِلَّا تَصْرِفْ عَنِّی کَیْدَهُنَّ أَصْبُ إِلَیْهِنَّ وَأَکُنْ مِنَ الْجَاهِلِینَ» پرور دگارا زندان برای من بهتر است از آن چیزی که این زنها از من خواهند، پروردگارا اگر تو کید اینها را از من بر نگردانی من هم به آنها متمایل می شوم ، در نتیجه از جاهلین قرار می گیرم. در این آیه مبارکه جهالت به معنای انتخاب گناه آمده است. اگر ما می خواهیم از امام حسین علیه السلام پیروی کنیم باید بدنبال تحقق اهداف آن حضرت باشیم. اولین هدف از قیام امام حسین علیه السلام، نجات مردم از گناه بوده است. بنابر این ما باید کاری بکنیم که در قدم اول خود مان گناه نکنیم و در قدم بعد دیگران را امر به معروف و نهی از منکر نمائیم تا بتوانیم از پیروان واقعی امام حسین علیه السلام باشیم. والسلام
کلمات کلیدی:
او صاف علی به هر زبان باید گفت
این ذکر به پیدا و نهان باید گفت
در جشن ولیعهدی مسعود علی
تبریک به صاحب الزمان باید گفت
این عید سعید، عید الله اکبر را به پیشگاه امام عصر حضرت بقیت الله الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف، و همه ی ره پویان حضرتش تبریک و تهنیت عرض می نمایم.
در قرآن کریم سوره ی مبارکه فاتحه می خوانیم: «اهدنا الصراط المستقیم» (خدایا) مارا به راه راست هدایت فرما. حاکم حسکانی از عالمان مشهور اهل سنت، به نقل از ابن عباس آورده است که رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم، به علی بن ابی طالب علیه السلام، فرمود: «انت الطریق الواضح و انت الصراط المستقیم و انت یعسوب المومنین»، (شواهد التنزیل، ج1، ص 76، ح88) تویی راه آشکار، و تویی راه راست، و تویی پیشوای مؤمنان.
همچنین حاکم حسکانی به نقل از سلام بن مستنیر جعفی آورده است که گفت: بر امام باقر علیه السلام وارد شدم و عرض کردم؛ جانم به فدایت، با اینکه خوش ندارم برایت زحمت فراهم کنم، اما اگر اجازه بفرمایید، پرسشی نمایم؟ حضرت فرمود: از هرچه می خواهی بپرس، عرض کردم مفهوم فرموده ی خداوند؛ «هذا صراط علیّ مستقیم»(سوره حجر آیه 41) چیست؟ حضرت فرمود: راه علی بن ابی طالب منظور است.گفتم راه علی بن ابی طالب؟ فرمود: (آری) را علی بن ابی طالب.(شواهد التنزیل، ج1، ص 78، ح92). از حذیفه روایت شده است که رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم، فرمود: اگر ولایت علی را پذیرا شوید، او را هدایت کننده و هدایت شده می یابید، و با هدایت او است که می توانید راه راست را بپیمائید.(شواهد التنزیل ج1، ص83). در سوره ی رعد آیه 43، می خوانیم: «ویقول الذین کفروا لست مرسلا قل کفی بالله شهیدا بینی و بینکم و من عنده علم الکتاب»، آنان که کافر شدند، می گویند: تو پیامبر نیستی، بگو: کافی است که خداوند و کسی که علم کتاب نزد او است، میان من و شما گواه باشند. حسکانی از رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم، به نقل از ابن عباس آورده است، که مراد از «من عنده علم الکتاب» علی بن ابی طالب است.(شواهد التنزیل ج1، 400) ابو سعید خدری می گوید: من از رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم، از معنای آیه «الذی عنده علم من الکتاب» پرسیدم، حضرت فرمود: او وصی برادرم، سلیمان بن داود بود. و بعد عرض کردم: «ومن عنده علم الکتاب» کیست؟ حضرت فرمود: او برادرم علی بن ابی طالب است.(تفسیر نمونه ج15، ص473) باید توجه داشت که تفاوت «علم من الکتاب» که علم جزئی است، و «علم الکتاب» که علم کلی است، میزان تفاوت شگرف میان دانش اندک آصف بن برخیا و گستره وسیع علم و آگاهی علی مرتضی را روشن می سازد، در روایات بسیاری آمده است که اسم اعظم الهی 73حرف است که یک حرف آن نزد آصف بن برخیا بود که تخت ملکه سبأ را در یک چشم بهم زدن، نزد حضرت سلیمان حاضر کرد.72 حرف اسم اعظم نزد امامان اهلبیت علیهم السلام است و یک حرف آن مخصوص ذات پاک خداوند سبحان است. (همان). در قرآن کریم آیات زیادی در فضائل امیر المؤمنین علی علیه السلام، که در این مختصر نمی گنجد. در کتاب شریف بحار الانوار، حکایتی را آورده است که آوردنش خالی از لطف نیست. آن حکایت چنین است:
سفر فضایی امیر المؤمنین علی علیه السلام به غار اصحاب کهف
روزی قالیچه ای برای رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم، هدیه آوردند، رسول خدا، انس را خواست و فرمود، آن ده نفر را (ابوبکر، عمر، طلحه، زبیر، عبد الرحمان بن عوف و...) حاضر کن وقتی آنان آمدند، رسول خدا (ص) به علی (ع) فرمود این ده نفر را بر این فرش سوار کن و آنان را به زیارت اصحاب کهف ببر و باز گردان، انس تو نیز برو در برگشت برای من گزارش بده، امیر المؤنین علی علیه السلام، به باد دستور حرکت داد، فرش به آسمان بلند شد، و از مکان های مختلف گذشت،تا به سر زمین اصحاب کهف رسید، وقتی وارد غار شدند، ابتدا ابوبکر، سپس عمر و دیگران، هریک به اصحاب کهف سلام کردند، اما هیج یک جوابی نشنیدند. بعد از آن امیر المؤمنین علی علیه السلام، فرمود: «السلام علیکم یا اصحاب الکهف والرقیم الذین کانوا من آیاتنا عجبا» همه اصحاب کهف باهم گفتند، علیک السلام، یا وصی رسول الله ورحمت الله و برکاته. حضرت علی علیه السلام، فرمود: ای اصحاب کهف چرا جواب سلام دیگران را ندادید؟ آنان گفتند این خلیفه رسول خدا ما گروهی هستیم که به خدا ایمان آورده ایم و خداوند نیز هدایت خود را بر ما افزوده است، و ما اجازه نداریم که جواب سلام کسی را بدهیم مگر آنکه آن شخص پیامبر و یا وصی پیامبر باشد. و جواب سلام شما را دادیم چون وصی رسول خدا هستی. بعد از آن همگی قالیچه را سوار شدند، و صبح به مدینه رسیدند و نماز را پشت سر رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم، بجا آوردند. بعد از این معجزه رسول خدا از همگی خواست، که علی بن ابی طالب بیعت نمایند، و همگی بیعت کردند، و بعد این آیه مبارکه نازل شد، «یا ایها الذین آمنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم» ای کسانی که ایمان آوردید از رسول خدا وصاحبان امر اطاعت کنید. (بحار الانوار، ج39، ص 140)
کلمات کلیدی:
گفتم که روی خوبت، از من چرا نهان است؟
گفتا تو خود حجابی، ورنه رخم عیان است
گفتم که از کی پرسم، جانا نشان کویت؟
گفتا نشان چه پرسی، آن کوی بی نشان است
گفتم مرا غم تو، خوش تر زشادمانی
گفتا که در ره ما، غم نیز شادمان است
گفتم که سوخت جانم از آتش نهانم
گفت آن که سوخت اورا، کی ناله و فغان است
گفتم فراق تا کی؟ گفتا که تا تو هستی
گفتم نفس همین است؟ گفتا سخن همان است
گفتم که حاجتی هست، گفتا بخواه از ما
گفتم غمم بیفزا گفتا که رایگان است
گفتم ز (فیض) بپذیر این نیم جان که دارد
گفتا نگاه دارش، غم خانه تو جان است
(فیض کاشانی)
کلمات کلیدی: