نماز جعفر طیار
یکی از نماز های مستحبی بسیار مهم نماز جعفر طیار است، که این نماز اکسیر اعظم، و کبریت احمر است، به سند های بسیار معتبره وارد شده است که دارا فضیلت های بسیار می باشد، عمده فضیلت آن این است که موجب آمرزش گناهان کبیره می شود. یکی از علما و اهل تقوا در اعمال عبادی اش می گفت؛ من بسیار تأسف می خورم که پا ها یم درد می کند، و نمی توانم نماز جعفر طیار را بخوانم. این حقیقت را سعدی در «بوستان» باب نهم در توبه و راه صواب، به شعر در آورده است که:
شبی خوابم اندر بیابان فید
فرو بست پای دویدن به قید
شتربانی آمد به هول و ستیز
زمام شتر بر سرم زد که خیز
مگر دل نهادی به مردن ز پس
که بر مینخیزی به بانگ جرس؟
مرا همچو تو خواب خوش در سرست
ولیکن بیابان به پیش اندرست
تو کز خواب نوشین به بانگ رحیل
نخیزی، دگر کی رسی در سبیل
فرو کوفت طبل شتر ساروان
به منزل رسید اول کاروان
خنک هوشیاران فرخنده بخت
که پیش از دهل زن بسازند رخت
به ره خفتگان تا بر آرند سر
نبینند ره رفتگان را اثر
سبق برد رهرو که برخاست زود
پس از نقل بیدار بودن چه سود؟
کنون باید ای خفته بیدار بود
چو مرگ اندر آرد ز خوابت، چه سود؟
چو شیبت درآمد به روی شباب
شبت روز شد دیده برکن ز خواب
من آن روز برکندم از عمر امید
که افتادم اندر سیاهی سپید
دریغا که بگذشت عمر عزیز
بخواهد گذشت این دمی چند نیز
گذشتت آنچه در ناصوابی گذشت
ور این نیز هم در نیابی گذشت
کنون وقت تخم است اگر پروری
گر امیدواری که خرمن بری
به شهر قیامت مرو تنگدست
که وجهی ندارد به حسرت نشست
گرت چشم عقل است تدبیر گور
کنون کن که چشمت نخوردهست مور
به مایه توان ای پسر سود کرد
چه سود افتد آن را که سرمایه خورد؟
کنون کوش کآب از کمر در گذشت
نه وقتی که سیلابت از سر گذشت
کنونت که چشم است اشکی ببار
زبان در دهان است عذری بیار
نه پیوسته باشد روان در بدن
نه همواره گردد زبان در دهن
ز دانندگان بشنو امروز قول
که فردا نکیرت بپرسد به هول
غنیمت شمار این گرامی نفس
که بی مرغ قیمت ندارد قفس
مکن عمر ضایع به افسوس و حیف
که فرصت عزیزست و الوقت سیف
به هر تقدیر این نماز با برکت فرصتی است غنیمت، برای رهروان کوی دوست، به گفته ی شاعر که؛
غافل مشو که مرکب مردان مرد را
در سنگلاخ بادیه پیها بریده اند
نومید هم مباش که رندان جرعه نوش
ناگه بیک خروش به منزل رسیده اند
این نماز با فضیلت چهار رکعت است با دو تشهد و دو سلام، یعنی مانند نماز صبح خوانده می شود، با این تفاوت که بعد از حمد و سوره، پیش از اینکه به رکوع رود پانزده مرتبه این ذکر شریف را می خواند. «سُبْحانَ الله، وَالحَمْدُ لله، وَلا اِلهَ اِلاَّ الله وَالله اَکبَرُ»، بعد به رکوع می رود، بعد از ذکر رکوع ده مرتبه باز هم این ذکر را می خواند. بعد از آن در حال قیام دو باره این ذکر را ده مرتبه می گوید، بعد به سجده می رود. بعد از ذکر سجده باز هم ده مرتبه این ذکر را میخواند، بعد از اینکه سر از سجده برداشت و تکبیر گفت، باز هم این ذکر را ده مرتبه میگوید. بعد تکبیر می گوید و سجده ی دوم را بجا آورده بعد از ذکر سجده مانند سجده اول ده مرتبه این ذکر را می گوید، بعد از تکبیر باز هم ده مرتبه این ذکر را می گوید، بعد بحول الله و... را می گوید و قیام می کند در رکعت دوم هم مانند رکعت اول عمل می کند. در نماز دوم یعنی رکعت سوم و چهارم هم به همین شکل عمل می کند که در مجموع سیصد مرتبه «سُبْحانَ الله، وَالحَمْدُ لله، وَلا اِلهَ اِلاَّ الله وَالله اَکبَرُ» تکرار می شود.
در این نماز با برکت بعد از حمد هر سوره ای را می توان خواند، ولی افضل این است که در رکعت اول بعد از حمد سوره ی «زلزال» یعنی این سوره ی مبارکه خوانده شود.
بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِیمِ
إِذَا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزَالَهَا (1) وَأَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقَالَهَا (2) وَقَالَ الْإِنسَانُ مَا لَهَا (3) یَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبَارَهَا (4)بِأَنَّ رَبَّکَ أَوْحَى لَهَا (5) یَوْمَئِذٍ یَصْدُرُ النَّاسُ أَشْتَاتًا لِّیُرَوْا أَعْمَالَهُمْ (6)فَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَیْرًا یَرَهُ (7) وَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یَرَهُ (8).
در رکعت دوم بعد از حمد سوره ی «عادیات» یعنی این سوره ی مبارکه خوانده شود.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
وَالْعَادِیَاتِ ضَبْحًا (1) فَالْمُورِیَاتِ قَدْحًا (2) فَالْمُغِیرَاتِ صُبْحًا (3) فَأَثَرْنَ بِهِ نَقْعًا (4) فَوَسَطْنَ بِهِ جَمْعًا (5) إِنَّ الإنْسَانَ لِرَبِّهِ لَکَنُودٌ (6) وَإِنَّهُ عَلَى ذَلِکَ لَشَهِیدٌ (7) وَإِنَّهُ لِحُبِّ الْخَیْرِ لَشَدِیدٌ (8) أَفَلا یَعْلَمُ إِذَا بُعْثِرَ مَا فِی الْقُبُورِ (9) وَحُصِّلَ مَا فِی الصُّدُورِ (10) إِنَّ رَبَّهُمْ بِهِمْ یَوْمَئِذٍ لَخَبِیرٌ(11).
در رکعت سوم بعد از حمد سوره ی «نصر» یعنی این سوره ی مبارکه خوانده شود.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
إِذَا جَاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ (1) وَرَأَیْتَ النَّاسَ یَدْخُلُونَ فِی دِینِ اللَّهِ أَفْوَاجًا (2) فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ وَاسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ کَانَ تَوَّابًا (3)
در رکعت چهارم بعد از حمد سوره ی «توحید» یعنی این سوره ی مبارکه خوانده شود.
بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِیمِ
قُلْ هُوَ اللَّـهُ أَحَدٌ (1) اللَّـهُ الصَّمَدُ (2) لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ (3) وَلَمْ یَکُن لَّهُ کُفُوًا أَحَدٌ (4)
و نیز مستحب است که در سجده دوم از رکعت چهارم پس از اتمام تسبیحات بگوید:« سُبْحانَ مَنْ لَبِسَ الْعِزَّ وَالْوَقارَ سُبْحانَ مَنْ تَعَطَّفَ بِالْمَجْدِ وَتَکَرَّمَ بِهِ سُبْحانَ مَنْ لا یَنْبَغِی التَّسْبیحُ إلاّ لَهُ سُبْحانَ مَنْ اَحْصى کُلِّ شَىْء عِلْمُهُ سُبْحانَ ذِی الْمَنِّ وَالنِّعَمِ سُبْحانَ ذِی الْقُدْرَةِ وَالْکَرَمِ اَللّـهُمَّ اِنّی أَسْأَلُکَ بِمَعاقِدِ الْعِزِّ مِنْ عَرْشِکَ وَمُنْتَهَى الرَّحْمَةِ مِنْ کِتابِکَ وَاسْمِکَ الْاَعْظَمِ وَکَلِماتِکَ التّامَّةِ الَّتى تَمَّتْ صِدْقاً وَعَدْلاً صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَاَهْلِ بَیْتِهِ وَافْعَلْ بى کَذا وَکَذا» بجای کذا و کذا حاجت خود را طلب نماید، انشاء الله بر آورده می شود.
دعای بعد از نماز جعفر طیار
مستحب است که بعد از اتمام چهار رکعت دست ها را به دعا بر دارد و «یاربِ یاربِ...» را به قدر یک نفس بگوید. و نیز «یا رباه یا رباه...» به همین صورت تکرار نماید. همین گونه «ربِ ربِ...» و «یا الله یا الله...» و «یا حیُ یا حیُ...» و «یا رحیمُ یا رحیمُ...» به اندازه یک نفس این اذکار را بگوید. و ذکر «یا رحمانُ یا رحمانُ...» را هفت مرتبه و همین طور ذکر «یا ارحم الراحمین» را هفت مرتبه بگوید و بعد این دعا را بخواند.
اَللّـهُمَّ اِنّی اَفْتَتِحُ الْقَوْلَ بِحَمْدِکَ وَاَنْطِقُ بِالثَّناءِ عَلَیْکَ وَاُمَجِّدُکَ وَلاغایَةَ لِمَدْحِکَ وَاُثْنی عَلَیْکَ وَمَنْ یَبْلُغُ غایَةَ ثَنائِکَ وَاَمَدَ مَجْدِکَ وَاَنّى لِخَلیقَتِکَ کُنْهُ مَعْرِفَةِ مَجْدِکَ وَاَیَّ زَمَن لَمْ تَکُنْ مَمْدُوحاً بِفَضْلِکَ مَوْصُوفاً بِمَجْدِکَ عَوّاداً عَلَى الْمُذْنِبینَ بِحِلْمِکَ تَخَلَّفَ سُکّانُ اَرْضِکَ عَنْ طاعَتِکَ فَکُنْتَ عَلَیْهِمْ عَطُوفاً بِجُودِکَ جَواداً بِفَضْلِکَ عَوّاداً بِکَرَمِکَ یا لا اِلـهَ إلاّ اَنْتَ الْمَنّانُ ذُوالْجَلالِ وَالْاِکْرامِ.
در روایت مفضل آمده است که هر کس حاجت مهمی داشته باشد و این نماز و دعا را بخواند، خداوند انشاء الله او را حاجت روا خواهد نمود. در پایان قابل یاد آوری است که این نماز مبارک در هر وقت از شبانه روز می توان خواند. ولی افضل موقع آن پیش از ظهر جمعه است. والسلام، التماس دعا.
کلمات کلیدی:
فرا رسیدن سالروز شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام را تسلیت عرض می کند.
حدیثی از امام حسن مجتبی علیه السلام، در مورد، عوامل هلاکت انسانها.
قال الحسن علیه السلام: «هَلاکُ النّاسِ فى ثَلاث: أَلْکِبْرُ، أَلْحِرْصُ، أَلْحَسَدُ. فَالْکِبْرُ هَلَاکُ الدِّینِ وَ بِهِ لُعِنَ إِبْلِیسُ وَ الْحِرْصُ عَدُوُّ النَّفْسِ وَ بِهِ أُخْرِجَ آدَمُ مِنَ الْجَنَّةِ، وَ الْحَسَدُ رَائِدُ السُّوءِ وَ مِنْهُ قَتَلَ قَابِیلُ هَابِیلَ.( بحار الانوار(ط-بیروت) ج 75 ، ص 111).هلاکت و نابودى مردم در سه چیز است:کبر، حرص، حسد.
تکبّر که به سبب آن دین از بین مى رود و به واسطه آن، ابلیس، مورد لعنت قرار گرفت.حرص که دشمن جان آدمى است وبه واسطه آن آدم از بهشت خارج شد.حسد که سررشته بدى است و به واسطه آن قابیل، هابیل را کشت.
امام علیه السلام، به سه تا از رذائل اخلاقی اشاره می کند، و هشدار می دهد که ای انسان، مواظب باش گرفتار این صفات ناپسند نشوی. اول اینها تکبر است که شیطان به وسیله ی همین تکبر از درگاه الهی رانده شد، و به فرموده ی قرآن کریم؛ « وَإِذْ قُلْنا لِلْمَلائِکَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْلیسَ أَبی وَ اسْتَکْبَرَ وَ کانَ مِنَ الْکافِرینَ.»، سوره بقره آیه 34. و چون فرشتگان را فرمان دادیم که بر آدم سجده کنید، همه سجده کردند مگر شیطان که ابا و تکبّر ورزید و از فرقه کافران گردید. از آیه ی مبارکه استفاده می شود که سرپیچى از فرمان خدا، از روى استکبار و خود بزرگ بینى، موجب کفر است.
اکثر افراد، گرفتار تکبر هستند، منتها برخی کمتر و برخی بیشتر، اگر انسان مواظب نباشد، تکبر مانند شجره ی خبیثه سرطان در دل انسان ریشه دوانید و کم کم تبدیل به یک درخت تنومند می شود که انسان را به نابودی می کشاند. در جاهای مختلف قرآن کریم به این صفت ناپسند اشاره شده و علت کفر بسیاری را تکبر ذکر نموده است.
دومین صفت رذیله را حضرت معرفی کند که آن حرص است، که دشمن جان آدمی می باشد. انسان حریص به تعبیر روایات در حالی که دارای مال و ثروت است، اما زندگی فقیرانه دارد و به سختی و زندگی فلاکت بار قرین است.
حضرت سوم صفت خطر ناک را حسد معرفی کند، که انسان حسود چشم دیدن نعمت را برای دیگران ندارد. قابل به برادرش هابل حسد ورزید که چرا هدیه او که بهترین گوسفندش را در راه خدا قربانی کرد بود، و قابل که بدترین محصول کشاورزی اش را هدیه نموده بود، چرا از او قبول نشده و از برادرش قبول شده است، و همین حسد سبب شد که کینه ی او را در دل بگیرد و او را به قتل برساند. برادران یوسف علیه السلام، به او حسادت ورزیدن که چرا او نزد پدر ما محبوب تر است، و تصمیم به قتل آن حضرت گرفتند که سر انجام به وساطت لاوی برادر بزرگتر، از قتل او چشم پوشی نموده و اورا به چاه انداختند. در زندگی روز مره ی ما نیز نمونه های زیادی به چشم می خورد که گاهی خواهری به خاطر حسادت چه کاری که در حق خواهرش نمی کند، و یا برادری که چه جفایی در حق برادر نمی کند، و درحوادث جرائد، این ما جرا های تلخ به فور به چشم می خورد. امیدوارم که خداوند متعال به ما توفیق عنایت نماید که به این حدیث شریف امام حسن مجتبی علیه السلام، عمل نمائیم و از پیروان واقعی حضرتش باشیم. والسلام.
کلمات کلیدی:
اهمیت عید غدیر
در اهمیت عید سعید غدیر خم، همین بس که امام صادق علیه السلام، خطاب به شخصی می فرماید؛«... وَ الدِّرْهَمُ فِیهِ بِأَلْفِ أَلْفِ دِرْهَمٍ قَالَ لَعَلَّکَ تَرَى أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ خَلَقَ یَوْماً أَعْظَمَ حُرْمَةً مِنْهُ لَا وَ اللَّهِ لَا وَ اللَّهِ لَا وَ اللَّهِ ...»، (تهذیب الأحکام، ج3، ص 143)... انفاق یک درهم در روز غدیر برابر با هزار هزار درهم در سایر روزهاست. سپس فرمود: شاید گمان کنی که خداوند عزوجل روزی را آفریده باشد که حرمت آن از روز غدیر بیشتر باشد، پس سه بار فرمود: نه، به خدا قسم چنین نیست. ...
در روایت دیگر از آن حضرت آمده است که «قال الصادق (سلام الله علیه): ... وَ تُکْثِرُ فِیهِ الصَّلَاةَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَیْتِهِ علیهم السلام، وتتبرء الى الله ممن ظلمهم و جحد حقهم...( من لا یحضره الفقیه،ج 2، ص90) و در آن روز بر محمّد (صلی الله علیه وآله وسلم) و خاندانش بسیار درود بفرست، و از کسانى که نسبت به آنان ستم کردند و حقّشان را انکار نمودند بیزارى بجوى.
علی بن حسین عبدی می گوید؛«سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ الصَّادِقَ(ع) یَقُولُ...هُوَ عِیدُ اللَّهِ الْأَکْبَرُ الْحَدِیثَ.»،(تهذیب الأحکام، ج3، ص: 144). از امام صادق علیه السلام، شنیدم که فرمود؛... عید غدیر، عید الله اکبر است.
امر ولایت و جانشینی امیر المؤمنین علیه السلام، آنقدر مهم است که خداوند متعال در سوره ی مائده آیه 67، میفرماید:«یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکافِرِینَ»
اى پیامبر آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است کاملا (به مردم) برسان و اگر نکنى، رسالت او را انجام ندادهاى و خداوند تو را از (خطرات احتمالى) مردم نگاه مىدارد، و خداوند جمعیت کافران (لجوج) را هدایت نمىکند.
با توجه به اینکه پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم، افضل مخلوقات است، بیش از همه ی مخلوقات مقرب درگاه خداوند است، و بیش از همه ی انبیا در راه خداوند آزار دید است، که فرمود؛ «ما اوذى نبىّ مثل ما اوذیت»، (مناقب ابن شهرآشوب، ج 3، ص 247.)، هیچ پیامبرى چنان که من اذیّت شدهام آزار ندیده است. با این حال خداوند مخاطب قرار می دهد و می فرماید؛ ای رسول من اگر جانشینی امیر المؤمنین علیه السلام، را تبلیغ نکنی، رسالت خود را انجام نداده ای. بعد خداوند به پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم، دلداری میدهد که از مردم لجوج که زیر بار این خلافت نمی روند، هراس نداشته باش، که خداوند ترا از شر این مردم حفظ می کند. در پایان آیه، معاندان این امر، به عنوان کافر مخاطب قرار می گیرند، که خداوند قوم کافر را هدایت نمی کند.
بعد از اینکه رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم،در غدیر خطبه می خواند و امیر المؤمنین علی علیه السلام، را به عنوان خلیفه و جانشین خود معرفی می کند، که «من کنت مولاه فهذا علی مولاه...» با پایان یافته خطبه پیامبر (ص)، هنوز عرق از سر و روى پیامبر (ص) و على(ع) و مردم فرو مىریخت، و هنوز صفوف جمعیت از هم متفرق نشده بود که امین وحى خدا نازل شد و این آیه را بر پیامبر (ص) خواند: الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی ...: امروز آئین شما را کامل و نعمت خود را بر شما تمام کردم، پیامبر ص فرمود: «اللَّه اکبر، اللَّه اکبر على اکمال الدین و اتمام النعمة و رضى الرب برسالتى و الولایة لعلى من بعدى»، خداوند بزرگ است، همان خدایى که آئین خود را کامل و نعمت خود را بر ما تمام کرد، و از نبوت و رسالت من و ولایت على (ع) پس از من راضى و خشنود گشت.
در این هنگام شور و غوغایى در میان مردم افتاد و على (ع) را به این موقعیت تبریک مىگفتند و از افراد سرشناسى که به او تبریک گفتند، ابو بکر و عمر بودند، که این جمله را در حضور جمعیت بر زبان جارى ساختند: «بخ بخ لک یا بن ابى طالب اصبحت و امسیت مولاى و مولا کل مؤمن و مؤمنه»:آفرین بر تو باد، آفرین بر تو باد، اى فرزند ابو طالب! تو مولا و رهبر من و تمام مردان و زنان با ایمان شدى.
در این هنگام ابن عباس گفت: به خدا این پیمان در گردن همه خواهد ماند.
و حسان بن ثابت شاعر معروف، از پیامبر (ص) اجازه خواست که به این مناسبت اشعارى بسراید، سپس اشعار معروف خود را چنین آغاز کرد:
ینادیهم یوم الغدیر نبیهم بخم و اسمع بالرسول منادیا
فقال فمن مولاکم و نبیکم؟ فقالوا و لم یبدوا هناک التعامیا
إلهک مولانا و انت نبینا و لم تلق منا فى الولایة عاصیا
فقال له قم یا على فاننى رضیتک من بعدى اماما و هادیا
فمن کنت مولاه فهذا ولیه فکونوا له اتباع صدق موالیا
هناک دعا اللهم وال ولیه و کن للذى عادا علیا معادیا
یعنى: پیامبر آنها در روز غدیر در سرزمین خم به آنها ندا داد، و چه ندا دهنده گرانقدرى!.
فرمود: مولاى شما و پیامبر شما کیست؟ و آنها بدون چشمپوشى و اغماض صریحا پاسخ گفتند:
خداى تو مولاى ما است و تو پیامبر مایى و ما از پذیرش ولایت تو سرپیچى نخواهیم کرد.
پیامبر ص به على ع گفت: برخیز زیرا من ترا بعد از خودم امام و رهبر انتخاب کردم.
و سپس فرمود: هر کس من مولا و رهبر اویم این مرد مولا و رهبر او است پس شما همه از سر صدق و راستى از او پیروى کنید.
در این هنگام، پیامبر ص عرض کرد: بارالها! دوست او را دوست بدار و دشمن او را دشمن بدار ...
این بود اشاره ای از حدیث معروف غدیر که در کتب دانشمندان اهل تسنن و شیعه آمده است.
و این اشعار را جمعى از بزرگان دانشمندان اهل تسنن نقل کردهاند، که از میان آنها: حافظ" ابو نعیم، اصفهانى، و حافظ، ابو سعید سجستانى وخوارزمى مالکى و حافظ ابو عبد اللَّه مرزبانى و گنجى شافعى و جلال الدین سیوطى و سبط بن جوزى و صدر الدین حموى را مىتوان نام برد.(تفسیر نمونه ج5، ص12)
کلمات کلیدی: