ناله کن ای دل به عزای علی
گریه کن ای دیده برای علی
کعبه زکف داده چومولود خویش
گشته سیه پوشِ عزای علی
آه که محروم شد دیگر امشب
چشم یتیمان زلقای علی
از وصایاى امیر المؤمنین علیه السلام، به امام حسن و امام حسین علیهما السلام، موقعى که ابن ملجم ملعون آن بزرگوار را ضربت زد.
در تاریخ آمده است، از آن هنگامی که حضرت ضربت خوردند تا زمانی که بشهادت رسیدند، حدود دو روز در بستر افتاده بودند. در این فاصله، دوستان و نزدیکان و فرزندان و خویشاوندان آن حضرت هجوم آوردند و بسیاری از آنان متمایل بودند سؤالاتی را خدمت آن حضرت مطرح نمایند.
در یکی از فرصت های پیش آمده، خواص و فرزندان و خویشان امیر المؤمنین علیه السلام، دور آن حضرت جمع شدند و ایشان وصیت هایی را بیان فرمودند، در ضمن این وصیت میفرماید: «ومن بلغه کتابی» هرکس که این نوشتة من به او میرسد، از ظاهر عبارت دانسته میشود که این وصیت تنها شفاهی نبوده بلکه مکتوب میشده است. به هر صورت حضرت سفارش های به عموم مؤمنین و بالاخص امام حسن و امام حسین علیهما السلام را مخاطب قرار میدهد که:
«أُوصِیکُمَا بِتَقْوَى اللَّهِ وَ أَلَّا تَبْغِیَا الدُّنْیَا وَ إِنْ بَغَتْکُمَا- وَ لَا تَأْسَفَا عَلَى شَیْءٍ مِنْهَا زُوِیَ عَنْکُمَا- وَ قُولَا بِالْحَقِّ وَ اعْمَلَا لِلْأَجْرِ- وَ کُونَا لِلظَّالِمِ خَصْماً وَ لِلْمَظْلُومِ عَوْناً- أُوصِیکُمَا وَ جَمِیعَ وَلَدِی وَ أَهْلِی وَ مَنْ بَلَغَهُ کِتَابِی- بِتَقْوَى اللَّهِ وَ نَظْمِ أَمْرِکُمْ وَ صَلَاحِ ذَاتِ بَیْنِکُمْ- فَإِنِّی سَمِعْتُ جَدَّکُمَا ص یَقُولُ- صَلَاحُ ذَاتِ الْبَیْنِ أَفْضَلُ مِنْ عَامَّةِ الصَّلَاةِ وَ الصِّیَامِ- اللَّهَ اللَّهَ فِی الْأَیْتَامِ فَلَا تُغِبُّوا أَفْوَاهَهُمْ- وَ لَا یَضِیعُوا بِحَضْرَتِکُمْ- وَ اللَّهَ اللَّهَ فِی جِیرَانِکُمْ فَإِنَّهُمْ وَصِیَّةُ نَبِیِّکُمْ- مَا زَالَ یُوصِی بِهِمْ حَتَّى ظَنَنَّا أَنَّهُ سَیُوَرِّثُهُمْ- وَ اللَّهَ اللَّهَ فِی الْقُرْآنِ- لَا یَسْبِقُکُمْ بِالْعَمَلِ بِهِ غَیْرُکُمْ- وَ اللَّهَ اللَّهَ فِی الصَّلَاةِ فَإِنَّهَا عَمُودُ دِینِکُمْ- وَ اللَّهَ اللَّهَ فِی بَیْتِ رَبِّکُمْ لَا تُخَلُّوهُ مَا بَقِیتُمْ- فَإِنَّهُ إِنْ تُرِکَ لَمْ تُنَاظَرُوا- وَ اللَّهَ اللَّهَ فِی الْجِهَادِ بِأَمْوَالِکُمْ وَ أَنْفُسِکُمْ- وَ أَلْسِنَتِکُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ- وَ عَلَیْکُمْ بِالتَّوَاصُلِ وَ التَّبَاذُلِ- وَ إِیَّاکُمْ وَ التَّدَابُرَ وَ التَّقَاطُعَ- لَا تَتْرُکُوا الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیَ عَنِ الْمُنْکَرِ- فَیُوَلَّى عَلَیْکُمْ شِرَارُکُمْ ثُمَّ تَدْعُونَ فَلَا یُسْتَجَابُ لَکُمْ»
ترجمه: «شما را به ترس از خدا سفارش مىکنم. و این که مبادا شما به دنبال دنیا بروید، هر چند که دنیا در پى شما بیاید و مبادا به چیزى از دنیا که از دست دادهاید اندوهگین شوید، و سخن راست و درست بگویید و براى پاداش اخروى کار کنید، دشمن ستمکار و یار ستمدیده باشید.
شما و تمام فرزندان و خاندانم و هر که را که نامهام به او برسد، به تقوى و ترس از خدا، و نظم و ترتیب کارتان و اصلاح و آشتى در اختلاف میان خود، سفارش مىکنم، زیرا من از جد شما شنیدم که مىفرمود: «اصلاح ذات البین از نماز و روزه بالاتر است» خدا را خدا را در حق یتیمان، آنها را یک دهان سیر و یک دهان گرسنه به صورت نوبتى نگاه ندارید، و مبادا در نزد شما ضایع و تباه شوند.
خدا را در باره همسایگانتان، زیرا آنان مورد وصیت و سفارش پیامبرتان هستند، پیامبر (ص) همواره در باره آنان سفارش مىکرد تا آنجا که ما گمان بردیم براى آنان مىخواهد میراث قائل شود. خدا را خدا را در باره قرآن، مبادا دیگران در عمل بدان بر شما پیشى گیرند. خدا را خدا را در باره نماز که ستون دین شماست. خدا را خدا را در باره خانه خدا [مکه] مبادا تا زندهاید آنجا را خالى گذارید، زیرا اگر آن به حال خود رها شود بىدرنگ عذاب خواهید دید. خدا را خدا را در مورد جهاد با ثروتها و جانها و زبان و بیانتان در راه خدا. به شما دوستى با هم و بخشش به یکدیگر را توصیه مىکنم و از دورى و جدایى از هم، شما را برحذر مىدارم، مبادا امر به معروف و نهى از منکر را ترک کنید که بدکرداران بر شما مسلّط خواهند شد، آن گاه هر چه دعا کنید به اجابت نخواهد رسید.»
تقوا
حضرت به اولین چیزى که سفارش فرموده است، تقواى الهى است که اساس همه کارهاى خیر است. «إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُم»[1] همانا گرامی ترین شما نزد خداوند پرهیزگار ترین شما است. کرامت در نزد خداوند تنها به تقوا است. ارزش، یک ملاک بیشتر ندارد و آن هم تقوا است، سایر امور در سایة تقوا ارزش پیدا میکنند، و گرنه به خودی خود ارزش ندارند. به عبارت دیگر، از دیدگاه اسلام تنها یک مفهوم ارزشی مطلق وجود دارد و آن هم تقوا است.
پارسایی
دومین سفارش حضرت،.توجه به پارسایى در دنیاست. حضرت با بیان «وان لاتبغیا الدنیا وإن بغتکما...» امام حسن و امام حسین علیهما السلام را مورد خطاب قرار میدهد که فرزندان عزیزم، دنبال دنیا نروید! هرچند که دنیا به سراغ شما بیاید، و بر چیزی از آن که از شما گرفته شده اندوهناک نشوید. در جای دیگر میفرماید: «إن الدنیا لمفسدة الدین مسلبة الیقین»[2] {محبت} دنیا با عث فساد دین و سلب یقین است. این در صورتی است که انسان به دنیا نگاه استقلالی داشته باشد که به زیبایی ها و تعلقات دنیایی دل ببندد و نفس رسیدن به این امور هدف او باشد. آنچه از روایات بدست میآید این است که دنیا به خودی خود مذموم نیست، اگر انسان از این آب و هوا و باغ و بستان و خوردنی ها و آشامیدنی ها برای اطاعت خداوند استفاده نماید، دنیا وسیلة تقرب به خدا و کسب سعادت میگردد. اما در صورتی که همین امور مادی هدف انسان شود و نگاه انسان به آنها استقلالی باشد، در این صورت مذمت پیدا میکند.
حق گرایی در گفتار
حضرت در ادامه سفارش میکند که گفتار تان متلبس به حق باشد، سخن «بالحق» در مقابل سخن «بغیر الحق» قرار دارد، یعنی سخنی بگویید که سزاوار است گفته شود، و در مقابل آن نیز سخنی قرار میگیرد که به عنوان مثال، سخن باطلی است، یا آبروی کسی را میبرد، یا لغو و بی جا است، انسان حق ندارد که آن را مطرح کند.
ظلم ستیزی
در فراز بعد، حضرت میفرماید: «کونا للظالم خصما وللمظلوم عونا» دشمن ظالم و یاور مظلوم باشید. یکی از ارکان مهم و اساسی اسلام، ظلم ستیزی است. یعنی اگر قدرت داری که جلو ظلم را بگیری، بر تو مانند نماز و روزه واجب است که بر سر ظالم بزنی و او را بر سر جایش بنشانی، اگر میبینی که کسی به ناحق بر دیگری ستم روا میدارد، حق نداری بی تفاوت از آن بگذری، فردای قیامت از تو باز خواست میشود که چرا جلو ظالم را نگرفتی؟ و تو با سکوتت به ظلم او کمک نمودی و یا اینکه بر تو واجب بود به مظلوم کمک بکنی ولی نکردی. اگر روح ظلم ستیزی در جامعة اسلامی وجود نداشته باشد، امت اسلامی رو به ضعف میروند و پایه های جامعة اسلامی به سستی میگراید. به همین جهت که حضرت سفارش به مبارزه با ظالم مینماید.
سپس حضرت دوباره براى تأکید برمىگردد، و امام حسن و امام حسین علیهما السلام، و تمام فرزندان، خاندان و هر کس از بندگان خدا را که وصیّتنامهاش به او برسد را، به تقوا و ترس از خدا سفارش مىکند، در حالى که آن را تکرار نموده و در ادامه آن صفات و خصال دیگرى را نیز به شرح ذیل بیان مىکند.
نظم در کار ها
باید توجه داشت که این وصایا هنگامی صورت میگیرد که امیر المؤمنین علیه السلام، در بستر شهادت قرار دارد، و آخرین ساعات عمر شریفش را سپری میکند. در این شرائط، حضرت گاه به حال اغما فرو میرود و گاهی به هوش میآید. امام حسن و امام حسین علیهما السلام، و سایر فرزندان و وابستگان و نزدیکان امیر المؤمنین، دور بستر آن حضرت گرفته اند و چشم به لبهای مبارک حضرت دوخته اند، تا آخرین سخنان حضرت را بشنوند. در چنین موقعیتی طبعا امیر المؤمنین علیه السلام، اولویت بندی میکند، و آنچه را که از اولویت بیشتری برخوردار است، مورد تأکید قرار میدهد. حضرت در این قسمت از وصیتش میفرماید: «اوصیکما ... بتقوا الله و نظم امرکم» شما را سفارش میکنم... به تقوای الهی و نظم در امور تان. حضرت در این فراز علتی بیان نمیکند، زیرا؛ همگی درک میکنند که نظم در کار ها، امر پسندیده و موجب موفقیت انسان در کار ها میشود. اما بعد از این بیان حضرت اصلاح ذات البین را بیان مینماید و علت آن را هم ذکر میکند. شاید فلسفه اش این باشد که اهمیت نظم در امور را همگان میدانند، ولی اصلاح ذات البین، تا حدودی اهمیتش پوشیده است و لذا تعلیل میآورد.
بهر تقدیر، مراد از «نظم امرکم» آنچه بنظر میرسد، این است که مراد حضرت، به سفارش در نظم، امور اجتماعی و مسائل کلان جامعة اسلامی است. هر چند که فرمایش حضرت مسائل جزئی و شخصی را نیز شامل میشود ولی آنها در مرتبة پائین تری از اهمیت قرار دارد. زیرا؛ در جامعة ئیده آل اسلامی، هدف مهمی مطرح است که تحقق آن بدون برنامه ریزی و رعایت نظم، قابل دسترسی نیست. در سورة مبارکة نور آیه 55، این هدف نهایی و اعلای جامعه اسلامی، به روشنی بیان شده است که: «یَعْبُدُونَنِی لا یُشْرِکُونَ بِی شَیْئا» مرا عبادت کنند و چیزی را با من شریک نگردانند. تصریح این آیة مبارکه در این است که جامعة اسلامی، باید جامعة خدا پرست باشد و روح توحید در تمام شئون آن تجلی نماید. این هدف بزرگ، نیاز به طرح و برنامة جامع دارد که راه رسیدن به آن، عمل به توصیة حضرت و «نظم امرکم» است.
اصلاح ذات البین
حضرت در ادامه خطاب به فرزندانش میفرماید که من شما را سفارش به تقوا و نظم کار تان و اصلاح رابطه بین برادران ایمانی تان دارد، همانا از جد شما پیامبر خدا صلی الله علیه وآله وسلم، شنیدم که میفرمود: «اصلاح رابطه بین برادران ایمانی از هر نماز و روزه ای برتر است.» سرّ این سفارش این است که زندگی هر کسی که در جامعه ای زندگی میکند، منافع مادی و معنوی اش، چنان با سایر انسانها پیوند خورده که دیگر قابل تفکیک نیست. اگر اصلاح ذات البین نباشد، اختلافات روز به روز گسترش پیدا میکند، و روابط دوستانه بین افراد سست میگردد، و محرومیت و هرج و مرج ها چنان فراگیر میشود که دیگر رسیدن به آن جامعة ئیده آل اسلامی، نا ممکن میگردد.
این جاست که منادیان اسلام با توجه به اهمیت مسأله و آثار خطر ناک اختلاف، خطر آن را گوزد مینمایند و امیر المؤمنین علیه السلام، در آخرین لحظات عمر، به آن توصیه مینماید و از کلام رسول خدا صلی الله وآله وسلم، شاهد میآورد که، اصلاح بین دو مسلمان و دو برادر مؤمن از هر نماز و روزه ای افضل است. در مقابل، سفارش فراوان، به محبت و صفا و صمیمیت، مینمایند، و اجر و پاداش فراوانی مادی و معنوی برای این عمل بیان نموده اند. از باب نمونه به یکی از این روایات اکتفاء مینماییم. مضمون روایت این است که وقتی روز قیامت برپا میشود و خلق اولین و آخرین در صحرای محشر گرد هم میآیند، منادی ندا میکند که «متحابون فی الله» کجا هستند، گروهی از اهل محشر از جا میخیزند، سپس به آنها گفته میشود که بدون حساب به سوی بهشت بروید. آنان به سوی بهشت به راه میافتند، در بین راه ملائکه آنها را ملاقات میکنند و میپرسند که کجا میروید؟ میگویند بدون حساب به بهشت میرویم! ملائک سؤال میکنند شما کدام گروه از مردمید؟ میگویند: ما کسانی هستیم که برای خدا دیگران را دوست میداشتیم و برای خدا دشمنی میورزیدیم.[3]
مراعات ایتام
«الله الله فی الایتام...» وصیت حضرت در مورد ایتام، دو قسمت دارد، یک قسمت از بیان حضرت، مربوط به رفع نیاز مادی ایتام است، و قسمت دیگر بر تأمین سایر نیاز های آنان اعم از عاطفی، تعلیم و تربیت و سایر موارد، تأکید دارد. حضرت در مورد رفع نیاز های مادی کودکان یتیم میفرماید: «الله الله فی الایتام فلاتغبوا افواههم» یعنی اینگونه بناشید که یک روز چیزی به آنها برسد و یک روز نرسد. بلکه باید مراقب باشید که غذای آنها به موقع و مرتب به دست شان برسد. در ادامه حضرت به نیاز های غیر مادی اشاره میکند و میفرماید:«ولایضیعوا بحضرتکم» یعنی غیر از اینکه شکم شان باید سیر شود، باید رسیدگی های دیگری هم بکنید، که اینها ضایع نشوند، ضایع نشدن به این است که نیاز های عاطفی و همچنین نیاز تعلیم و تربیت، مسائل اعتقادی، رشد فکری و مهارت های عملی وسایر موارد لازم آنها تأمین شود.
حضرت در جای دیگر میفرماید: «من عال یتیما حتی یستغنی أوجب الله عزوجل له بذلک الجنة کما أوجب الله لاکل مال الیتیم النار»[4] هرکس یتیمی را سرپرستی کند تا آنگاه که بی نیاز شود، خداوند در مقابل این کار بهشت را بر او واجب میکند، همان گونه که برای خورندة مال یتیم آتش را واجب کرده است.
احسان به همسایگان
حضرت در مورد همسایگان سفارش میکند که «الله الله فیجیرانکم فإنهم وصیة نبیکم(ص)، مازال یوصینا بهم حتی ظننا أنه سیورثهم» خدارا خدا را در مورد همسایگان تان در نظر داشته باشید، همانا همسایگان سفارش پیامبر شماست، پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم، پیوسته ما را نسبت به آنان سفارش میکرد، تا آنجا که گمان بردیم به زودی آنها را وارث {اموال و دارایی های مان} قرار خواهد داد.
امام باقر علیه السلام، میفرماید: «صلة الارحام و حسن الجوار زیادة فی الاموال»[5] ارتباط با خویشان و خوش همسایگی موجب فزونی ثروت است.
و امام صادق علیه السلام، میفرماید: «صلة الرحم وحسن الجوار یعمران الدیار و یزیدان فی الاعمار»[6] ارتباط با خویشان و خوش همسایگی، خانه ها را آباد و عمر ها را زیاد میکند.
سفارش در مورد قرآن کریم
سفارش در باره محتواى قرآن کریم، یعنى قوانین و دستورها و ترس از خدا در صورت ترک آنها، و نهى از این که مبادا دیگران در عمل به قرآن پیشى گیرند، که این خود باعث شتافتن و پیشى گرفتن بدوست.
سفارش در بارة نماز
سفارش به فرمان نماز و ترس از خدا در باره آن، زیرا؛ «فانها عمود دینکم» در جامعة اسلامی، باید عمود دین برپا باشد، که نشانة اسلامی بودن آن جامعه است.
سفارش در بارة خانة خدا
سفارش در باره خانه خدا این است که در تمام عمر به زیارت آن بروید و زیارت آن را ترک نکنید، و به هوش باشید که ترک زیارت خانه خدا، موجب مىشود که خداوند به کسانى که زیارت خانه او را ترک کردهاند به دیده رحمت ننگرد، و از آنان محافظت و مراقبت نکند، زیرا کسى که حرمت خدا را در باره خانهاش نگه ندارد، و به خاطر خدا از خانهاش پاسدارى نکند، خداوند نیز او را حفظ و نگهدارى نخواهد کرد و عذاب استیصال برای آنها خواهد فرستاد. بسیاری از امت های انبیای گذشته که قرآن سرگذشت آنها را نقل میکند، به دلیل طغیان و سرکشی عذاب عمومی بر آنها نازل شده و به کلی نابود گردیده و هلاک شدند. در سورة شعراء داستان چندین تن از پیامبران را بیان میکند که امت های آنها به عذاب استیصال مبتلا شدند، و دلیل آن را نیز اینگونه بیان میدارد که اکثریت هریک از این امت ها مسیر نافرمانی و کفر را در پیش گرفتند: «وماکان اکثرهم مؤمنین»[7]
سفارش به جهاد
سفارش به جهاد با مال و جان و زبان در راه خدا و ترس از خدا بابت فروگذاردن آن، یکی از بحث های است که اهمیت آن بر کسی پوشیده نیست. بر جامعة اسلامی، لازم است که افراد باید همیشة آماده جهاد در این سه عرصه باشند.
سفارش به امر بمعروف و نهی از منکر
حضرت در آخرین سفارش خودش، ترک امر به معروف و نهى از منکر، را گوش زد میکند، و مردم را از پیامد بد آن بر حذر میدارد که ترک امر به معروف و نهی از منکر، سبب میشود که اشرار بر آنها تسلط پیدا نمایند و دعا های شان به اجابت نرسد. و دلیل فراهم آمدن چنین زمینهاى این است که اگر جامعه امر به معروف و نهى از منکر را ترک کند این امر باعث بروز منکر و کاستى معروف از طبیعت افراد بدکردار شده و زمینه تسلّط و غلبه آنان و زمامدارى تبهکاران فراهم مىآید. و این خود باعث فزونى بدى و بدکاران و کاستى شایستگان و سستى همّت آنها از تقاضاى نزول رحمت پروردگار مىگردد. در نتیجه هر چه دعا مىکنند مستجاب نمىشود. والسلام.
[1]. سوره حجرات، آیه 13.
[2] . غرر الحکم و درر الکلیم، حدیث 2174.
[3] . بحار الانوار، ج 69، ص 245.
[4] . بحار الانوار، ج 42، ص 248.
[5] . بحار الانوار، ج 74، ص 97.
[6] . بحار الانوار، ج 74، ص 120.
[7] . سورة شعرا، آیه، 67
کلمات کلیدی: