سفارش تبلیغ
صبا
جویای دانش میان نادانان، همچون زنده در میان مردگان است . [پیامبر خدا صلی الله علیه و آله]
قطره ی شبنم

میلاد مسعود

شادی کنید ای دوستان چون ماه شعبان آمده

بر این زمین و آسمان مهر درخشان آمده

از دامن نرجس بدان، یک ماه تابان آمده

بر یاری درماندگان مهدی شتابان آمده

بانگ طرب از هر طرف از سوی سُکان آمده

وقت سرور و شادی ختم رسولان آمده

مهدی امام منتظر شد نیمة شب جلوه گر

باب نکویش عسکری تادید و آن قرص قمر

بگرفت او اندر بغل قنداقة نیکو پسر

بوسید و روی ماه او، گفتا که جانان آمده

***

شهر یاری می رسید

ای دل بشارت می دهم خوش روز گاری می رسد

یا درد و غم طی می شود یا شهر یاری می رسد

گر کار گردان جهان باشد خدای مهربان

این کشتی طوفان زده هم بر کناری می رسد

اندیشه از سرما مکن طی می شود دوران دی

شب را سحر باشد ز پی آخر بهاری می رسد

یار همایون منظرم آخر درآید از درم

امید خوش می پرورم زین نخل باری می رسد

ولادت با سعادت منجی عالم بشریت، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را به همه عدالت خواهان جهان تبریک و تهنیت می گویم.

سیوطی عالم بزرگ اهل سنت کتابی دارد به اسم «الجامع الصغیر»، ناصر الدین البانی که عالم رجالی و متخصص در بررسی سند احادیث است، می آید کتاب الجامع الصغیر سیوطی را بررسی سندی می کند، و اسم آن را «صحیح الجامع الصغیر» می گذارد که تنها روایات صحیحه الجامع الصغیر را در این کتاب ذکر می کند. ایشان در همین کتاب روایتی را از رسول گرامی اسلام نقل می کند که رسول خدا (ص) فرموده است؛ «المهدی من عترتی من ولد فاطمة»، (صحیح)، (صحیح الجامع الصغیر، ج2، ص1140)، مهدی از عترت من و از فرزندان فاطمه سلام الله علیها است. آقای البانی این حدیث را صحیح می داند.

با توجه به اینکه البانی یکی از شخصیت‌های بی‌نظیر وهابیت معاصر است، و بن‌باز لقب امام الحدیث را بر او گذاشته بود و از او به بخاری دوران تعبیر می‌کنند. همین شخصیت در مورد حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف می گوید: «إن عقیدة خروج المهدی عقیدة ثابتة متواترة عنه (صلی الله علیه و آله و سلم) یجب الایمان بها، لأنها من أمور الغیب و الایمان بها من صفات المتقین، کما قال تعالى «آلم * ذلک الکتاب لا ریب فیه هدى للمتقین * الذین یؤمنون بالغیب» و أن إنکارها لا یصدر إلا عن جاهل أو مکابر.»، (مجلة التمدن الإسلامی، السنة 22، ج27 و 28، ص646)

عقید? آمدن مهدی، ثابت و متواتر از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) است. بحث مهدویت از امور غیبی است و ایمان به مهدویت، از صفات متقین است چنانچه خداوند فرموده است: «آلم * ذلک الکتاب لا ریب فیه هدى للمتقین * الذین یؤمنون بالغیب»، و انکار مهدویت، جز از آدم جاهل و نادان و معاند صادر نمی‌شود.

ابن حجر عسقلانی ، حافظ علی الإطلاق اهل سنت در فتح الباری شرح صحیح بخاری می گوید:«وفی صلاة عیسى خلف رجل من هذه الأمة مع کونه فی آخر الزمان وقرب قیام الساعة دلالة للصحیح من الأقوال أن الأرض لا تخلو عن قائم لله بحجة»، (فتح الباری شرح صحیح بخاری ج8 ص92 و 93) این که عیسى علیه السلام در آخر الزمان و نزدیک قیامت به مردى از این امت اقتدا مى کند و پشت سر امام زمان(عج) نماز مى خواند، دلیل بر نظریه صحیح در میان دانشمندان اسلامى است که زمین هرگز از وجود حجت که با دلائل و براهین آشکار براى خدا قیام مى کند، خالى نمى ماند.

روایت جابر بن عبد الله انصاری

جابر بن عبداللَّه انصارى مى‏گوید؛ وقتى آیه‏ «أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی اْلأَمْرِ مِنْکُمْ» نازل شد به پیامبر صلى الله علیه و آله عرض کردم: خدا و رسول را مى‏شناسیم، این اولى الأمر که طاعت اینها قرین طاعت خدا و رسولش قرار گرفته چه کسانى هستند؟

حضرت فرمود: اینها خلفاء من و ائمه مسلمین خواهند بود اول آنها على بن ابى‏طالب بعد حسن بعد حسین بعد على بن الحسین بعد محمد بن على که در تورات معروف است به باقر و تو او را خواهى دید و سلام من را به ایشان برسان، بعد جعفر بن محمد الصادق و

بعد موسى بن جعفر و بعد على بن موسى وبعد محمد بن على و بعد على بن محمد و بعد حسن بن على و بعد فرزند حسن بن على (صلوات اللَّه علیهم اجمعین)، آنکه نام او نام من و کنیه او کنیه من است و بعد از غیبتى به دست او مشرق و مغرب زمین فتح خواهد شد.(کمال الدین و تمام النعمه، ج1،ص253)

حتمی بودن خروج مهدی ( عج ) اینکه آن حضرت خواهد آمد امری است که شیعه و سنّی بر آن اتّفاق و جای هیچگونه شبه ای نیست.

روایت امام باقر علیه السلام.

در روایت امام باقر علیه السلام، آیه شریفه سوره هود آیه 86 ،: «بَقِیَّةُ اللَّهِ خَیْرٌ لِکُم إنْ کُنْتُم مُؤمِنین» اگر مومن باشید، بقیه الله برای شما بهتر است. این آیه مبارکه به حضرت مهدی (عج) منطبق شده است. چون به حضرت اذن ظهور داده مى‏شود و خروج مى‏کند، تکیه بر خانه کعبه مى‏زند و سیصد و سیزده یار حضرت حاضر مى‏گردند، اوّلین سخنى را که حضرت مطرح مى‏کند این آیه شریفه است: «بَقِیَّةُ اللَّهِ خَیْرٌ لَکُمْ إنْ کُنْتُمْ مُؤمِنینَ»، سپس مى‏فرماید:«أنَا بَقِیَّةُ اللَّهِ وحُجَّتُه وَخَلیفَتُهُ عَلَیکُم»، من بقیت الله و حجت خدا و خلیفة خدا بر شما هستم. و سلام نمى‏کند بر او سلام کننده‏اى مگر با این عنوان، و مى‏گوید: «السلام علیکم یا بَقیِّةَ اللَّه فی أرضِه.»، (نور الثقلین، ج2، ص392، ح194.)

درسوره انبیاء آیه 105 می خوانیم:

« وَ لَقَدْ کَتَبْنا فِی الزَّبورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أنَّ الارضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصَّالِحُونَ .

یعنی: ما در زبور داود (علیه السلام) نوشتیم که سرانجام ، وارث زمین بندگان شایسته من خواهند شد. این بنده شایسته حضرت مهدی عجل الله و تعالی فرجه الشریف است.

امیدوارم که خداوند متعال به ما توفیق عنایت نماید که از پیروان واقعی حضرت باشیم. والسلام علیکم و رحمة الله...


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط حسن علی نصرتی 97/2/11:: 7:38 عصر     |     () نظر

یا مقلب القلوب والابصار

بهاران است و در فکر بهارى دیگرم یا رب

بهارى کاو دهد شور و نشاطى بهترم یا رب‏

شمیم جان فزایش بى‏خبر سازد ز دنیایم

نسیم روح بخشش شور آرد در سرم یا رب‏

ز بستان‏هاى جاویدان خبر آرد هزارانش

نوایش با خبر سازد ز فصلى دیگرم یا رب‏

کدورت‏هاى دنیا را بشوید از دل تنگم

سلامت باز آرد بر روان و پیکرم یا رب‏

دهد دنیاى بیش از پیش بهتر از کرم ما را

دهد یار مراد دل به نخل باورم یا رب‏

هوایش رنگ و بوى نامرادیها برد از دل

که تاریکى شود زایل ز چشمان ترم یا رب‏

خداوندا ز انوارت به من هم روشنى بخشی

رساند مژده‏ها از وصل روى دلبرم یا رب‏

***

یا مدبر الیل والنهار

خفته در بحر غمم یارت تو بیدارم نما

وارهانم از غم و اندوه و هشیارم نما

در مسیر زندگى افتان و خیزان میروم

کاروان سالار، تدبیرى تو در کارم نما

در سراى سینه‏ام جز نقش تو ای یار نیست

پرتوى افکن به بام عشق و بیدارم نما

خسته جان در بیکرانِ غم زبون گم کرده راه

رحمتى بر روح پاک و عشق سرشارم نما

جز تو یا رب، هیچ کس ما را نباشد چاره‏گر

رحمى آخر اى خدا بر حالت زارم نما

***

یا محول الحول والاحوال

دلم غم خانه ی غم‏هاست یا رب

ز جانم شعله‏ها برپاست یا رب‏

سرودى نیست بى غم گفته باشم

زبانم گرم و آتش‏زاست یا رب‏

به دریاى غم افتادم از آغاز

فنا شد عمر و غم برجاست یا رب‏

اثر از قصه‏هاى غصه‏آور

همین بیخوابى شب‏هاست یا رب‏

ز کوزه مى‏ترواد آنچه در اوست

غم از رفتار من پیداست یا رب‏

طراوت داده بر رخ شبنم اشک

رخم پر لؤلؤ و لالاست یا رب‏

به کانونم اگر شورى است برپا

ز فیض ذکر یا رب‏هاست یا رب‏

دلم دریاى غم گردیده اما

گهرهایى در این دریاست یا رب‏

گهرها همچو گل‏هاى بهارند

گلستانم بسى زیباست یا رب‏

اگر باغم در این دنیا منم خوش

به عشق دیدن گل‏هاست یا رب‏

***

حول حالنا الی احسن الحال

دانى دل رمیده کجا مى‏برد مرا

در سرزمین ملک بقا مى‏برد مرا

از نیستى به هست رساند مرا ز شوق

بنگر که از کجا به کجا مى‏برد مرا

یک عمر رهبرش شدم از راه مردمى

از عاطفت به کوى وفا مى‏برد مرا

آنجا که نشانه نیست ز روى و ریا دگر

در دشت پاک صدق و صفا مى‏برد مرا

از غمسراى درد به دارالشفاى دوست

بهر علاج درد و شفا مى‏برد مرا

آن دل که از هوا ننمودم مکدرش

کى سوى پرتگاه فنا میبرد مرا


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط حسن علی نصرتی 96/12/26:: 11:20 صبح     |     () نظر

بعد از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم، اتفاقاتی که در سقیفه افتاد، دو گونه اسلام برای دنیا معرفی گردید. یکی اسلام اهلبیت علیهم السلام، که قائل به نصب امامت از طرف خداوند متعال است که رسول خدا(ص) بعد از خودش أئمه ی معصومین علیهم السلام، را به عنوان جانشینان خودش معرفی نموده است. دیگری اسلام غیر اهلبیتی یعنی اسلام خلفاء، که معتقدند رسول خدا بعد از خودش خلیفه تعیین نکرده و این امر را به عهده ی مردم گذاشته است. در بعضی از مباحث، نظر این دو اسلام، نقیض یکدیگر هستند، با اثبات یکی، دیگری نفی می شود. یقینا اسلام یکی بیش نیست. سؤال اینجاست که اسلام واقعی کدام است؟ یکی از راه های ساده برای شناخت حق، فاطمه ی زهرا سلام الله علیها است. اگر ایشان هر کدام این این دو، را تأیید نماید، رضایت خداوند هم در همان است. زیرا در منابع فریقین رضایت ایشان رضایت خداوند دانسته شده است. قبل از همه لازم به یاد آوری است که قرآن کریم در سوره ی احزاب آیه 57، می فرماید: «إِنَّ الَّذِینَ یُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُّهِینًا» هر آینه کسانی را که خدا و پیامبرش را آزار می دهند، خدا در دنیا و، آخرت لعنت کرده و برایشان عذابی خوارکننده مهیا کرده است.

رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم، میفرماید: «فاطم? بضع? منی، من آذاها فقد آذانی»، (المستدرک علی الصحیحین، ج3، ص 173.) فاطمه پاره ی از وجود من است، هر کس او را اذیت نماید، هر آیینه مرا اذیت کرده است. با توجه به اینکه آیه مبارکه فوق، بیان می کند که هر کس پیامبر (ص) را ازار دهد، لعنت خداوند در دنیا و آخرت شامل حال او می شود، و عذاب خوار کننده هم در انتظار اوست.

پیامبر گرامی اسلام می فرماید؛ که هرکس فاطمه را بیازارد، به من آزار رسانده است. بنابر این؛ کسی که فاطمه (س) را اذیت نماید، لعنت خداوند و عذاب خوار کننده در انتظار او هم خواهد بود.

در میان اهل سنت دو کتاب صحیح بخاری و صحیح مسلم از جایگاه ویژه ای برخوردار است، به گونه ای که علمای اهل سنت قائل هستند که همه ی روایات صحیح مسلم و بخاری، قابل قبول است، و نیاز به بررسی سندی ندارند و همگی حجت هستند. در صحیح بخاری روایتی از رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم، نقل شده است که آن حضرت می فرماید: «فاطم? بضع? منی، فمن اغضبها أغضبنی»، (صحیح بخاری ج4، ص252). فاطمه پاره ای از وجود من است، هر کس او را به غضبناک سازد، مرا غضبناک نموده است. با توجه به اینکه خداوند متعال نسبت به رسولش می فرماید: «وَمَا یَنطِقُ عَنِ الْهَوَى إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْیٌ یُوحَى»، (سورة النجم آیه 3 و4.) او از روی هوا و هوس سخن نمی گوید، سخنش جز وحی چیز دیگری نیست. یقینا رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم، وقتی مقام حضرت زهرا سلام الله علیها را بیان می کند، هدفی داشته است، و این هدف نمی تواند بیان اظهار محبت فقط باشد. از آنجایی که رسول خدا (ص) برای هدایت مردم آمده است، مسلما حرف های ایشان در مسیر هدایت مردم است. و بنا به فرمایش صریح قرآن کریم حضرت از روی هوا و هوس سخن نمی گوید. و قتی برای حضرت فاطمه سلام الله علیها می فرماید: «ان الله یغضب لغضبک و یرضی لرضاک»، (المستدرک علی الصحیحین، ج3، ص 167، حدیث4730) ای فاطمه خداوند به خاطر غضب تو غضبناک می شود، و به رضایت تو راضی می گردد. هدفش از این سخن، نشان دادن راه حق است که مردم بدانند به کدام سمت باید حرکت نمایند. حاکم نیشابوری می گوید: «هذا حدیث صحیح الاسناد ولم یخرجاه» این حدیث سندش صحیح است ولکن بخاری و مسلم نیاورده اند. حاکم نیشابوری المستدرک علی الصحیحین را به این جهت نوشته است که بخاری و مسلم هردو برای پذیرش حدیث شرائطی داشتند، اگر حدیث آن شرائط را داشت می پذیرفتند و اگر شرائط را نداشت نمی پذیرفتند حاکم بعد از بخاری و مسلم آمد برای کتاب صحیح بخاری و صحیح مسلم مستدرک نوشت. یعنی همان شرائطی را که بخاری و مسلم برای پذیرفتن حدیث قائل بودند، بعضی از احادیث همان شرائط را دارند، و من حاکم آنها را در مستدرک جمع آوری کرده ام. حالا حاکم نیشابوری می گوید این حدیث رسول خدا (ص) در مورد حضرت زهرا (س) سندش صحیح است بنابر شرائط بخاری و مسلم، منتها آنها این حدیث را نیاورده اند، و من آن را ذکر می کنم. که رسول خدا (ص) برای فاطمه فرمود: «ان الله یغضب لغضبک و یرضی لرضاک».

حالا باید دید که حضرت زهرا سلام الله علیها از چه کسانی ناراضی بوده است، تا معلوم شود که خداوند هم از آنها راضی نیست. در کتاب صحیح بخاری به نقل از عایشه اینگونه آمده است: «أَنَّ فَاطِمَةَ - عَلَیْهَا السَّلاَمُ - بِنْتَ النَّبِىِّ - صلى الله علیه وسلم - أَرْسَلَتْ إِلَى أَبِى بَکْرٍ تَسْأَلُهُ مِیرَاثَهَا مِنْ رَسُولِ اللَّهِ - صلى الله علیه وسلم - مِمَّا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَیْهِ بِالْمَدِینَةِ وَفَدَکَ ، وَمَا بَقِىَ مِنْ خُمُسِ خَیْبَرَ ، فَقَالَ أَبُو بَکْرٍ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ - صلى الله علیه وسلم - قَالَ «لاَ نُورَثُ ، مَا تَرَکْنَا صَدَقَةٌ ، ... فَأَبَى أَبُو بَکْرٍ أَنْ یَدْفَعَ إِلَى فَاطِمَةَ مِنْهَا شَیْئًا فَوَجَدَتْ فَاطِمَةُ عَلَى أَبِى بَکْرٍ فِى ذَلِکَ فَهَجَرَتْهُ ، فَلَمْ تُکَلِّمْهُ حَتَّى تُوُفِّیَتْ ، وَعَاشَتْ بَعْدَ النَّبِىِّ - صلى الله علیه وسلم - سِتَّةَ أَشْهُرٍ ، فَلَمَّا تُوُفِّیَتْ ، دَفَنَهَا زَوْجُهَا عَلِىٌّ لَیْلاً ، وَلَمْ یُؤْذِنْ بِهَا أَبَا بَکْرٍ وَصَلَّى عَلَیْهَا»،(صحیح بخاری ج14ص135 باب غزوه خیبر). عایشه می گوید: فاطمه سلام الله علیها، دختر رسول خدا(ص) شخصی را نزد ابی بکر فرستاد که میراثش را که از رسول خدا(ص)، باقی مانده است مطالبه نماید، آن میراث عبارت بود از فدک و فیء که خداوند در مدینه نصیب ایشان کرده بود، همین طور خمسی که از خیبر باقی مانده بود. ابوبکر در جواب فرستاده حضرت زهرا سلام الله علیها، گفت؛ همان رسول خدا(ص) فرموده است که ما ارثی از خود بجای نمی گذاریم، و هرچه از ما باقی میماند، صدقه است... ابوبکر چیزی از آن اشیاء به فرستاده حضرت زهرا سلام الله علیها، نداد. فاطمه (س) بر ابی بکر غضب کرد، و از او قهر نمود، و با او سخن نگفت تا اینکه از دنیا رحلت نمود. و بعد از پیامبر(ص) شش ماه زنده بود، چون وفات کرد، شوهرش، علی(ع) در شب او را دفن نمود، و به ابوبکر خبر نداد که بر پیکر آن حضرت نماز بخواند. با توجه به این حدیث عایشه که حضرت زهرا سلام الله علیها، فدک و ارثش را از ابوبکر مطالبه نموده، و ابوبکر در جواب گفته که از رسول خدا(ص) روایت شده که ارثی از خود باقی نمی گذارد. سؤال اینجاست که آیا حضرت زهرا(س)، نعوذ بالله، از بیت المال چیزی را به ناحق مطالبه می کند؟ و آیا در مقابل حدیث پیامبر(ص) می خواهد موضع بگیرد؟ یا نه، این حدیث ساختگی را قبول ندارد؟ و این خیلی روشن که حضرت زهرا سلام الله علیها چیزی را به ناحق مطالبه نمی کند، و حدیث «لانورث» را هم ساختگی می داند. زیرا؛ دلیلش این است که در صحیح بخاری معروف‌ترین منبع احادیث اهل سنت، از قول عایشه می‌خوانیم: روزی فاطمه (علیهاالسّلام) نزد پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) آمد، راه رفتنش درست مانند راه رفتن او بود، پیغمبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) فرمود: خوش آمدی دخترم. سپس او را طرف راست و یا چپ خود نشاند، بعد رازی در گوش او گفت، و به دنبال آن فاطمه گریان شد. من (عایشه) گفتم: چرا گریه می‌کنی؟ بار دیگر پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) راز دیگری به او گفت، فاطمه (علیهاالسّلام) خندان شد. گفتم: من تا امروز شادی که این چنین با غم نزدیک باشد ندیده بودم، و از علت آن سؤال کردم. فاطمه (علیهاالسّلام) گفت: من سر رسول خدا را فاش نمی‌کنم. و این مطلب ادامه داشت تا پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) از دنیا رفت، آن گاه سؤال کردم. گفت: مرتبه اول پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به من فرمود جبرئیل هر سال یک بار قرآن را بر من عرضه می‌داشت، امسال دوبار عرضه داشت، و من فکر می‌کنم فقط به این دلیل است که اجل من نزدیک شده، و تو اولین کسی خواهی بود که به من ملحق می‌شوی من هنگامی که این سخن را شنیدم گریه کردم. سپس فرمود: «اما ترضین ان تکونی سیدة نساء اهل الجنة و نساء المؤمنین». آیا تو راضی نمی‌شوی که بانوی زنان اهل بهشت یا زنان با ایمان باشی؟ هنگامی که این سخن را شنیدم شاد و خندان شدم.(صحیح بخاری، ج4، ص203.).

از این حدیث دانسته می شود که حضرت زهرا سلام الله علیها رئیس و بزرگ زنان اهل بهشت است. این مرتبه برای کسی بدست نمی آید، مگر بوسیله ی تقوا و پرهیزگاری، که خداوند متعال می فرماید:«إِنَّ أَکرَمَکُم عِندَ اللَّهِ أَتقاکُم إِنَّ اللَّهَ عَلیمٌ خَبیرٌ»، (سوره ی حجرات آیه 13). گرامی‌ترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست؛ خداوند دانا و آگاه است. با این مقام و مرتبه حضرت زهرا سلام الله علیها، که سرور زنان بهشتی است، وقتی بر ابوبکر غضب می کند، معلوم است که حدیث را ساختگی میداند، که با او قهر می کند، و با او سخن نمی گوید، تا از دنیا رحلت می کند. همین که مراسم دفن حضرت مخفیانه بر گزار می شود، و ابوبکر را خبر نمی کنند، معلوم است که امیر المؤمنین علی علیه السلام، و حضرت زهرا سلام الله علیها، با او مشکل داشته اند. و از او نا راضی بوده اند. در منابع خود اهل سنت است که «علی مع الحق و الحق مع علی»، (مجمع الزوائد للهیثمی، ج7، ص235 ـ تاریخ بغداد للخطیب البغدادی، ج14، ص322) علی (ع) با حق است و حق با علی(ع) است.

در صحیح مسلم آمده است که روزی حضرت علی علیه السلام، به همراه عباس نزد عمر آمدند که بین ما قضاوت کن، البته دعوا صوری بوده و شیخ مفید«ره» این را بیان کرده است. منتها در صحیح مسلم، به صورت توهین آمیز آمده است. بهر صورت، درصحیح مسلم ج5، صفحه151، باب حکم الفیء آمده است:... قَالَ فَلَمَّا تُوُفِّىَ رَسُولُ اللَّهِ -صلى الله علیه وسلم- قَالَ أَبُو بَکْرٍ أَنَا وَلِىُّ رَسُولِ اللَّهِ -صلى الله علیه وسلم- فَجِئْتُمَا تَطْلُبُ مِیرَاثَکَ مِنَ ابْنِ أَخِیکَ وَیَطْلُبُ هَذَا مِیرَاثَ امْرَأَتِهِ مِنْ أَبِیهَا فَقَالَ أَبُو بَکْرٍ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ -صلى الله علیه وسلم- « مَا نُورَثُ مَا تَرَکْنَا صَدَقَةٌ ». فَرَأَیْتُمَاهُ کَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا وَاللَّهُ یَعْلَمُ إِنَّهُ لَصَادِقٌ بَارٌّ رَاشِدٌ تَابِعٌ لِلْحَقِّ ثُمَّ تُوُفِّىَ أَبُو بَکْرٍ وَأَنَا وَلِىُّ رَسُولِ اللَّهِ -صلى الله علیه وسلم- وَوَلِىُّ أَبِى بَکْرٍ فَرَأَیْتُمَانِى کَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا».  عمر گفت: پس از وفات رسول خدا صلی الله علیه وآله، ابوبکر گفت: من جانشین رسول خدا هستم ، شما دو نفر (عباس و علی) آمدید و تو ای عباس میراث برادر زاده ات را درخواست کردی و تو ای علی میراث فاطمه دختر پیامبر را. ابوبکر گفت: رسول خدا فرموده است : ما چیزی به ارث نمی گذاریم، آن چه از ما می ماند صدقه است و شما او را دروغگو، گناه کار ، حیله گر و خیانت کار، معرفی کردید و حال آن که خدا می داند که ابوبکر راستگو، دین دار و پیرو حق بود. پس از مرگ ابوبکر، من جانشین پیامبر(ص)، و ابوبکر شدم، و باز شما دو نفر مرا خائن، دروغگو و گناهکار خواندید.

سپس در آخر روایت عمر بن خطاب از امیرمؤمنان علیه السلام و عباس اقرار می گیرد که آیا مطالبی را که گفتم تأیید می کنید. هر دو گفتند: بلی. «قَالَ أَکَذَلِکَ قَالاَ نَعَمْ.». این روایت به خوبی می رساند که خود عمر می دانسته است که امیر المؤمنین علی علیه السلام او را خائن میدانسته است. آیا این به ناحق بودن خلافت عمر کفایت نمی کند؟ در حالی که رسول خدا(ص) فرموده است: «علىّ مع الحق و الحق مع علىّ لن یفترقا حتى یردا علىّ الحوض»، (تاریخ بغداد، چ14، 321.)، على با حقّ و حقّ با على است و این دو از هم جدا نمى شوند تا روز قیامت در کنار حوض بر من وارد شوند.

ابن ابی شیبه استاد بخاری است، و بخاری از او کثیر الحدیث است، یعنی زیاد از او روایت نقل نموده است، این بدان معناست که او را قبول دارد. ابن ابی شیبه در کتاب معتبر المصنف خودش آورده است که:«...حِینَ بُویِعَ لأِبِی بَکْرٍ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ (ص) کَانَ عَلِیٌّ وَالزُّبَیْرُ یَدْخُلان عَلى فَاطِمَةَ بِنْتِ رَسُولِ اللَّهِ (ص) فَیُشَاوِرُونَهَا وَیَرْتَجِعُونَ فی أَمرِهِمْ، فَلَمَّا بَلَغَ ذالِکَ عُمَرُ بنُ الْخَطَّابِ خَرَجَ حَتَّى دَخَلَ عَلى فَاطِمَةَ، فَقَالَ: یَا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ (ص) مَا مِنَ الْخَلْقِ أَحَدٌ أَحَبُّ إِلَینا مِنْ أَبِیکِ، وَمَا مِنْ أَحَدٍ أَحَبُّ إِلَیْنَا بَعْدَ أَبِیکِ مِنْکِ، وَایْمُ اللَّهِ مَا ذَاکَ بِمَانِعِیَّ إِنِ اجْتَمَعَ هؤُلاَءِ النَّفَرُ عِنْدَکِ أَنْ آمُرَ بِهِمْ أَنْ یُحْرَقَ عَلیْهِمُ الْبَیتُ، قَالَ فَلَمَّا خَرَجَ عُمَرُ جَاؤُوهَا فَقَالَتْ: تَعْلَمُونَ أَنَّ عُمَرَ قَدْ جَاءَنِی وَقَدْ حَلَفَ بِاللَّهِ لَئِنْ عُدْتُمْ لَیَحْرِقَنَّ عَلَیکُمُ الْبَیْتَ، وَایْمُ اللَّهِ لَیُمْضِیَنَّ مَا حَلَفَ عَلَیْهِ.

«بعد از رحلت رسول خدا(ص)، هنگامى که مردم با ابوبکر بیعت کردند، علی و زبیر در خانه فاطمه به گفتگو و مشاوره پرداخته بودند، این خبربه عمر بن خطاب رسید. او به خانه فاطمه آمد، و گفت: اى دختر رسول خدا! محبوب‌ترین فرد نزد ما پدر تو است و پس از او خودت هستی!!! ولى سوگند به خدا این محبت مانع از آن نیست که اگر این افراد در خانه تو جمع شوند، من دستور دهم خانه را بر آنها بسوزانند. این جمله را گفت و بیرون رفت، هنگامى که علی (علیه السلام) و زبیر به خانه بازگشتند، دخت گرامى پیامبر به علی (علیهم السلام) و زبیر گفت: عمر نزد من آمد و سوگند یاد کرد که اگر اجتماع شما تکرار شود، خانه را بر شماها بسوزاند، به خدا سوگند! آنچه را که قسم خورده است انجام مى دهد!»، (إبن أبی شیبة الکوفی، أبو بکر عبد الله بن محمد (متوفای235 هـ)، الکتاب المصنف فی الأحادیث والآثار، ج 7، ص 432، ح37045،).

ابوبکر پیش از مرگش از کارهایش در ایام زندگی، اظهار ندامت و پشیمانی می‏کرد و به گناهان خویش اقرار می کرد. ابن قتیبه در تاریخ الخلفاء نقل کرده است که ابوبکر می‏گفت:«اجل و الله انی لا آسی الا علی ثلاث فعلتهن لیتنی کنت ترکتهن، فلیتنی ترکت بیت علی...»آری، به خدا قسم، تاسف نمی‏خورم جز بر سه کاری که انجام دادم و ای کاش انجام نمی‏دادم: ای کاش خانه‏ی علی را رها می‏کردم. در حدیث طبری است آمده است که : «فوددت أنی لم أکشف بیت فاطمة عن شیء وإن کانوا قد غلقوه علی الحرب»، (تاریخ الطبری ج 2، ص 353،). ای کاش من دستور به هجوم و ورود به خانه فاطمه را نمی دادم، هرچند آن را برای جنگ بسته بودند.

قابل توجه اینکه در خانه حضرت زهرا تعدادی از صحابه آنجا بودند، امیرالمؤمنین علیه السلام، زبیر، عباس عموی پیامبر(ص)، تعدادی از بنی هاشم، آنجا بودند. و با هم فکر می کردند، مذاکر ه می کردند که در برابر هیئت حاکمه که آنها آمدند حقوق مسلم اهل بیت علیهم السلام، را غصب کردند تکلیف ما چیست و برخورد ما چگونه باید باشد؟ اینکه طبری می گوید: «وإن کانوا قد غلقوه علی الحرب»، بدین جهت بود، که آنها آنجا مشورت می کردند که در برابر هیئت حاکمه چه کاری انجام بدهند.

این قضیه در منابع مختلف اهل سنت آمده است، از جمله، از ابن زنجویه، در الأموال لابن زنجویه ج ، ص 387، أبو أحمد حمید بن مخلد بن قتیبة بن عبد الله الخرسانی المعروف بابن زنجویه (المتوفی : 251هـ) الوفاة: 251، دار النشر. آمده است.

مورد نظر ما اینجاست که ابوبکر می گوید؛ ای کاش در خانه ی فاطمه را باز نکرده بودم. ابوبکر حدود نصف عمرش را که مسلمان نبوده و ایمان نیاورده، تأسف نمی خورد. اما حمله به خانه ی حضرت را تأسف می خود. معلوم است که جنایت بزرگی را مرتکب شده است. از طرف دیگر روشن است که در خانه حضرت زهرا سلام الله علیها، را بزور باز کرده است. بخاطر اینکه «وإن کانوا قد غلقوه» دارد، آنها در را بسته بودند. در بسته را چگونه باز می کنند؟ یا می شکنند. و یا آتش می زنند. صلی الله علیک یا بنت رسول الله، یا قر? عین الرسول، یا سیدتنا و مولی تنا، انا توجهنا و استشفعنا و توسلنا بک الی الله و قدمناک بین یدی حاجاتنا، یا وجیه? عند الله، اشفعی لنا عند الله.

و السلام.


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط حسن علی نصرتی 96/11/24:: 8:14 عصر     |     () نظر