سفارش تبلیغ
صبا
هرکه از آزارش ایمن باشی، به برادری با او رغبت کن [امام علی علیه السلام]
قطره ی شبنم

فرا رسیدن سالروز شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام را تسلیت عرض می کند.

حدیثی از امام حسن مجتبی علیه السلام، در مورد، عوامل هلاکت انسانها.

قال الحسن علیه السلام: «هَلاکُ النّاسِ فى ثَلاث: أَلْکِبْرُ، أَلْحِرْصُ، أَلْحَسَدُ. فَالْکِبْرُ هَلَاکُ الدِّینِ وَ بِهِ لُعِنَ إِبْلِیسُ وَ الْحِرْصُ عَدُوُّ النَّفْسِ وَ بِهِ أُخْرِجَ آدَمُ مِنَ الْجَنَّةِ، وَ الْحَسَدُ رَائِدُ السُّوءِ وَ مِنْهُ قَتَلَ قَابِیلُ هَابِیلَ.( بحار الانوار(ط-بیروت) ج 75 ، ص 111).هلاکت و نابودى مردم در سه چیز است:کبر، حرص، حسد.

تکبّر که به سبب آن دین از بین مى رود و به واسطه آن، ابلیس، مورد لعنت قرار گرفت.حرص که دشمن جان آدمى است وبه واسطه آن آدم از بهشت خارج شد.حسد که سررشته بدى است و به واسطه آن قابیل، هابیل را کشت.

امام علیه السلام، به سه تا از رذائل اخلاقی اشاره می کند، و هشدار می دهد که ای انسان، مواظب باش گرفتار این صفات ناپسند نشوی. اول اینها تکبر است که شیطان به وسیله ی همین تکبر از درگاه الهی رانده شد، و به فرموده ی قرآن کریم؛ « وَإِذْ قُلْنا لِلْمَلائِکَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْلیسَ أَبی‏ وَ اسْتَکْبَرَ وَ کانَ مِنَ الْکافِرینَ.»، سوره بقره آیه 34. و چون فرشتگان را فرمان دادیم که بر آدم سجده کنید، همه سجده کردند مگر شیطان که ابا و تکبّر ورزید و از فرقه کافران گردید. از آیه ی مبارکه استفاده می شود که سرپیچى از فرمان خدا، از روى استکبار و خود بزرگ بینى، موجب کفر است.

اکثر افراد، گرفتار تکبر هستند، منتها برخی کمتر و برخی بیشتر، اگر انسان مواظب نباشد، تکبر مانند شجره ی خبیثه سرطان در دل انسان ریشه دوانید و کم کم تبدیل به یک درخت تنومند می شود که انسان را به نابودی می کشاند. در جاهای مختلف قرآن کریم به این صفت ناپسند اشاره شده و علت کفر بسیاری را تکبر ذکر نموده است.

دومین صفت رذیله را حضرت معرفی کند که آن حرص است، که دشمن جان آدمی می باشد. انسان حریص به تعبیر روایات در حالی که دارای مال و ثروت است، اما زندگی فقیرانه دارد و به سختی و زندگی فلاکت بار قرین است.

حضرت سوم صفت خطر ناک را حسد معرفی کند، که انسان حسود چشم دیدن نعمت را برای دیگران ندارد. قابل به برادرش هابل حسد ورزید که چرا هدیه او که بهترین گوسفندش را در راه خدا قربانی کرد بود، و قابل که بدترین محصول کشاورزی اش را هدیه نموده بود، چرا از او قبول نشده و از برادرش قبول شده است، و همین حسد سبب شد که کینه ی او را در دل بگیرد و او را به قتل برساند. برادران یوسف علیه السلام، به او حسادت ورزیدن که چرا او نزد پدر ما محبوب تر است، و تصمیم به قتل آن حضرت گرفتند که سر انجام به وساطت لاوی برادر بزرگتر، از قتل او چشم پوشی نموده و اورا به چاه انداختند. در زندگی روز مره ی ما نیز نمونه های زیادی به چشم می خورد که گاهی خواهری به خاطر حسادت چه کاری که در حق خواهرش نمی کند، و یا برادری که چه جفایی در حق برادر نمی کند، و درحوادث جرائد، این ما جرا های تلخ به فور به چشم می خورد. امیدوارم که خداوند متعال به ما توفیق عنایت نماید که به این حدیث شریف امام حسن مجتبی علیه السلام، عمل نمائیم و از پیروان واقعی حضرتش باشیم. والسلام.


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط حسن علی نصرتی 97/7/25:: 11:38 صبح     |     () نظر

اهمیت عید غدیر

در اهمیت عید سعید غدیر خم، همین بس که امام صادق علیه السلام، خطاب به شخصی می فرماید؛«... وَ الدِّرْهَمُ فِیهِ بِأَلْفِ أَلْفِ دِرْهَمٍ قَالَ لَعَلَّکَ تَرَى أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ خَلَقَ یَوْماً أَعْظَمَ حُرْمَةً مِنْهُ لَا وَ اللَّهِ لَا وَ اللَّهِ لَا وَ اللَّهِ ...»، (تهذیب الأحکام، ج3، ص 143)... انفاق یک درهم در روز غدیر برابر با هزار هزار درهم در سایر روزهاست. سپس فرمود: شاید  گمان کنی که خداوند عزوجل روزی را آفریده باشد که حرمت آن از روز غدیر بیشتر باشد، پس سه بار فرمود: نه، به خدا قسم چنین نیست. ...

در روایت دیگر از آن حضرت آمده است که «قال الصادق (سلام الله علیه): ... وَ تُکْثِرُ فِیهِ الصَّلَاةَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَیْتِهِ علیهم السلام، وتتبرء الى الله ممن ظلمهم و جحد حقهم...( من لا یحضره الفقیه،ج 2، ص90) و در آن روز بر محمّد (صلی الله علیه وآله وسلم) و خاندانش بسیار درود بفرست، و از کسانى که نسبت به آنان ستم کردند و  حقّشان را انکار نمودند بیزارى بجوى.

علی بن حسین عبدی می گوید؛«سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ الصَّادِقَ(ع) یَقُولُ...هُوَ عِیدُ اللَّهِ الْأَکْبَرُ الْحَدِیثَ.»،(تهذیب الأحکام، ج‏3، ص: 144). از امام صادق علیه السلام، شنیدم که فرمود؛... عید غدیر، عید الله اکبر است.

امر ولایت و جانشینی امیر المؤمنین علیه السلام، آنقدر مهم است که خداوند متعال در سوره ی مائده آیه 67، میفرماید:«یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکافِرِینَ»

اى پیامبر آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است کاملا (به مردم) برسان و اگر نکنى، رسالت او را انجام نداده‏اى و خداوند تو را از (خطرات احتمالى) مردم نگاه مى‏دارد، و خداوند جمعیت کافران (لجوج) را هدایت نمى‏کند.

با توجه به اینکه پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم، افضل مخلوقات است، بیش از همه ی مخلوقات مقرب درگاه خداوند است، و بیش از همه ی انبیا در راه خداوند آزار دید است، که فرمود؛ «ما اوذى نبىّ مثل ما اوذیت»، (مناقب ابن شهرآشوب، ج 3، ص 247.)، هیچ پیامبرى چنان که من اذیّت شده‏ام آزار ندیده است. با این حال خداوند مخاطب قرار می دهد و می فرماید؛ ای رسول من اگر جانشینی امیر المؤمنین علیه السلام، را تبلیغ نکنی، رسالت خود را انجام نداده ای. بعد خداوند به پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم، دلداری میدهد که از مردم لجوج که زیر بار این خلافت نمی روند، هراس نداشته باش، که خداوند ترا از شر این مردم حفظ می کند. در پایان آیه، معاندان این امر، به عنوان کافر مخاطب قرار می گیرند، که خداوند قوم کافر را هدایت نمی کند.

بعد از اینکه رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم،در غدیر خطبه می خواند و امیر المؤمنین علی علیه السلام، را به عنوان خلیفه و جانشین خود معرفی می کند، که «من کنت مولاه فهذا علی مولاه...» با پایان یافته خطبه پیامبر (ص)، هنوز عرق از سر و روى پیامبر (ص) و على(ع) و مردم فرو مى‏ریخت، و هنوز صفوف جمعیت از هم متفرق نشده بود که امین وحى خدا نازل شد و این آیه را بر پیامبر (ص) خواند: الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی ...: امروز آئین شما را کامل و نعمت خود را بر شما تمام کردم، پیامبر ص فرمود: «اللَّه اکبر، اللَّه اکبر على اکمال الدین و اتمام النعمة و رضى الرب برسالتى و الولایة لعلى من بعدى»، ‏خداوند بزرگ است، همان خدایى که آئین خود را کامل و نعمت خود را بر ما تمام کرد، و از نبوت و رسالت من و ولایت على (ع) پس از من راضى و خشنود گشت.

در این هنگام شور و غوغایى در میان مردم افتاد و على (ع) را به این موقعیت تبریک مى‏گفتند و از افراد سرشناسى که به او تبریک گفتند، ابو بکر و عمر بودند، که این جمله را در حضور جمعیت بر زبان جارى ساختند: «بخ بخ لک یا بن ابى طالب اصبحت و امسیت مولاى و مولا کل مؤمن و مؤمنه»:آفرین بر تو باد، آفرین بر تو باد، اى فرزند ابو طالب! تو مولا و رهبر من و تمام مردان و زنان با ایمان شدى.

در این هنگام ابن عباس گفت: به خدا این پیمان در گردن همه خواهد ماند.

و حسان بن ثابت شاعر معروف، از پیامبر (ص) اجازه خواست که به این مناسبت اشعارى بسراید، سپس اشعار معروف خود را چنین آغاز کرد:

ینادیهم یوم الغدیر نبیهم                بخم و اسمع بالرسول منادیا

فقال فمن مولاکم و نبیکم؟             فقالوا و لم یبدوا هناک التعامیا

إلهک مولانا و انت نبینا               و لم تلق منا فى الولایة عاصیا

فقال له قم یا على فاننى               رضیتک من بعدى اماما و هادیا

فمن کنت مولاه فهذا ولیه              فکونوا له اتباع صدق موالیا

هناک دعا اللهم وال ولیه              و کن للذى عادا علیا معادیا

 یعنى: پیامبر آنها در روز غدیر در سرزمین خم به آنها ندا داد، و چه ندا دهنده گرانقدرى!.

فرمود: مولاى شما و پیامبر شما کیست؟ و آنها بدون چشم‏پوشى و اغماض صریحا پاسخ گفتند:

خداى تو مولاى ما است و تو پیامبر مایى و ما از پذیرش ولایت تو سرپیچى نخواهیم کرد.

 پیامبر ص به على ع گفت: برخیز زیرا من ترا بعد از خودم امام و رهبر انتخاب کردم.

و سپس فرمود: هر کس من مولا و رهبر اویم این مرد مولا و رهبر او است پس شما همه از سر صدق و راستى از او پیروى کنید.

 در این هنگام، پیامبر ص عرض کرد: بارالها! دوست او را دوست بدار و دشمن او را دشمن بدار ...

این بود اشاره ای از حدیث معروف غدیر که در کتب دانشمندان اهل تسنن و شیعه آمده است.

و این اشعار را جمعى از بزرگان دانشمندان اهل تسنن نقل کرده‏اند، که از میان آنها: حافظ" ابو نعیم، اصفهانى، و حافظ، ابو سعید سجستانى وخوارزمى مالکى و حافظ ابو عبد اللَّه مرزبانى و گنجى شافعى و جلال الدین سیوطى و سبط بن جوزى و صدر الدین حموى را مى‏توان نام برد.(تفسیر نمونه ج5، ص12)


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط حسن علی نصرتی 97/6/7:: 12:31 عصر     |     () نظر

عـرفـه آمــده و بـاز صـدایم کردی

میهمـان حـرمِ  جود و سخـایت کردی

فرصت دیگری آمـد که مـرا عفو کنی

تا ببخشی گنهـم را تو صدایم کردی

دل ما را بسوی خویش کشیدی یا رب

بـاز از پنجـ? این نفس  رهایم کردی

تا نیارم به سوی هیچ کسی روی نیـاز

بـر در رحمت و امیـد گــدایم کردی

کرمت هیچ مرا فـرصت گفتـار نـداد

هرچه می خواستم ای دوست  عطایم کردی

حـالم ازحال دعـای عـرفه بخشیدی

بـا چنین حـال تو راهی منـایم کردی

گفتی اوّل نظرت هست به زوار حسین

عـاشق و شیفتــ? کـرببـلایم کردی

چـون سبکبـال شـدم تا حرم  کرببلا

همـره و  همسفـر پیک  صبایم کردی

کـربـلا گفتم و فریاد ز جانم  برخاست

شکـرلله کـه چنین غرق  نوایم کردی

همره زمـزم اشکی که مرا بخشیـدی

حاجی کعبــه ایمــان و  وفایم کردی

چون «وفائی» تو مرا عشق و سعادت دادی

تا که مشغـول مناجات و دعایم کردی

***

گفتم عرفه فرصت دیدار مهیاست

هر ساعت این روز خبر دار ز آقاست

خوش آنکه دلش هم نفس یوسف زهراست

اما همه ی عشق فقط روضه ی سقاست

در روضه ی او عطر گل یاس بیاید

خود گفته که در روضه ی عباس بیاید

عرفه یکی از مهمترین روزهای سال است؛ روز عرفه، روز شناخت خداوند متعال، روز عفو وگذشت پروردگار، روز مناجات و توبه است.

در اهمیت نهمین روز از ماه ذیحجه همین بس که جاماندگان از قافله آمرزش شب قدر، به این روز حواله داده شده اند که؛ هرکس در رمضان المبارک و در شب قدر آمرزیده نشود؛ باید تا عرفه و عرفات صبر کند. در های رحمت الهی امروز به روی همگان باز است. امروز، روز آشتی با خداست، زیرا؛ او سریع الرضا است. عرفه یک فرصت طلایی برای باز ماندگان کوه دوست است. به گفته ی شاعر

 بی یاد تو گذشت همه عمر من ولی

با من همیشه ماندی و نشناختم تو را

بر خوان رحمت و کرم و استجابتت

عمری مرا نشاندی و نشناختم تو را

عرفه روز است که اشکهای عاشقانه ی بندگان، سرزمین خشک دلهای شان را به بوستان سرسبز و مرغ زار تبدیل می نماید. با دلهای بهاری در این روز زمزمه می کنند؛

تنگ غروب و ساحلِ شور و نوای عرفه

شکسته کشتی دلم، به ناله های عرفه

بر پرِ سجاده‌ی دل، گره نشسته، وا نما

ای گل سجاده نشین، به یک دعای عرفه

***

به هر نفس بخوانمت، به نغمه‌های عرفه

من و غروب قسم و تو و خدای عرفه

چه کرده‌ای تو با دلم، در این نسیمِ واپسین

به روضه‌ای مهار کن! تو عقده های عرفه

***

در پیشگاه قدسی تو ای خدای من

می دانم اینکه رنگ ندارد حنای من

از بس که توبه کردم و توبه شکسته ام

چنگی به دل نمی زند این توبه های من

با اینکه مُهر خاتمه خورده به نار تو

آزاد و خودسر است عنان هوای من

یا رب ببین که از سر تکرار معصیت

دیگر شکسته قُبح معاصی برای من

گر تو مرا رها کنی از دست می روم

بی لطف تو شود دل دوزخ سرای من

سوگند می خورم به مقام ربوبیت

جز آستان تو نبوَد التجای من

آن فطرسم که در پی قنداقه آمدم

یعنی شکسته بال و پر ربّنای من

امروز بیا به خاطر ارباب بی کفن

منّت گذار و درگذر از خطای من

***

شرح دعای عرفه، خون دلِ خونِ خداست

فلسفه ی وجودی اش، غم تمام انبیاست

بر دل حکومت می کند هر جمله اش دانی چرا؟

چون عرفه ورود به، محرم و کربلاست

التماس دعا


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط حسن علی نصرتی 97/5/30:: 12:0 عصر     |     () نظر