سفارش تبلیغ
صبا
زیور دانش، احسان است . [پیامبر خدا صلی الله علیه و آله]
قطره ی شبنم

عـرفـه آمــده و بـاز صـدایم کردی

میهمـان حـرمِ  جود و سخـایت کردی

فرصت دیگری آمـد که مـرا عفو کنی

تا ببخشی گنهـم را تو صدایم کردی

دل ما را بسوی خویش کشیدی یا رب

بـاز از پنجـ? این نفس  رهایم کردی

تا نیارم به سوی هیچ کسی روی نیـاز

بـر در رحمت و امیـد گــدایم کردی

کرمت هیچ مرا فـرصت گفتـار نـداد

هرچه می خواستم ای دوست  عطایم کردی

حـالم ازحال دعـای عـرفه بخشیدی

بـا چنین حـال تو راهی منـایم کردی

گفتی اوّل نظرت هست به زوار حسین

عـاشق و شیفتــ? کـرببـلایم کردی

چـون سبکبـال شـدم تا حرم  کرببلا

همـره و  همسفـر پیک  صبایم کردی

کـربـلا گفتم و فریاد ز جانم  برخاست

شکـرلله کـه چنین غرق  نوایم کردی

همره زمـزم اشکی که مرا بخشیـدی

حاجی کعبــه ایمــان و  وفایم کردی

چون «وفائی» تو مرا عشق و سعادت دادی

تا که مشغـول مناجات و دعایم کردی

***

گفتم عرفه فرصت دیدار مهیاست

هر ساعت این روز خبر دار ز آقاست

خوش آنکه دلش هم نفس یوسف زهراست

اما همه ی عشق فقط روضه ی سقاست

در روضه ی او عطر گل یاس بیاید

خود گفته که در روضه ی عباس بیاید

عرفه یکی از مهمترین روزهای سال است؛ روز عرفه، روز شناخت خداوند متعال، روز عفو وگذشت پروردگار، روز مناجات و توبه است.

در اهمیت نهمین روز از ماه ذیحجه همین بس که جاماندگان از قافله آمرزش شب قدر، به این روز حواله داده شده اند که؛ هرکس در رمضان المبارک و در شب قدر آمرزیده نشود؛ باید تا عرفه و عرفات صبر کند. در های رحمت الهی امروز به روی همگان باز است. امروز، روز آشتی با خداست، زیرا؛ او سریع الرضا است. عرفه یک فرصت طلایی برای باز ماندگان کوه دوست است. به گفته ی شاعر

 بی یاد تو گذشت همه عمر من ولی

با من همیشه ماندی و نشناختم تو را

بر خوان رحمت و کرم و استجابتت

عمری مرا نشاندی و نشناختم تو را

عرفه روز است که اشکهای عاشقانه ی بندگان، سرزمین خشک دلهای شان را به بوستان سرسبز و مرغ زار تبدیل می نماید. با دلهای بهاری در این روز زمزمه می کنند؛

تنگ غروب و ساحلِ شور و نوای عرفه

شکسته کشتی دلم، به ناله های عرفه

بر پرِ سجاده‌ی دل، گره نشسته، وا نما

ای گل سجاده نشین، به یک دعای عرفه

***

به هر نفس بخوانمت، به نغمه‌های عرفه

من و غروب قسم و تو و خدای عرفه

چه کرده‌ای تو با دلم، در این نسیمِ واپسین

به روضه‌ای مهار کن! تو عقده های عرفه

***

در پیشگاه قدسی تو ای خدای من

می دانم اینکه رنگ ندارد حنای من

از بس که توبه کردم و توبه شکسته ام

چنگی به دل نمی زند این توبه های من

با اینکه مُهر خاتمه خورده به نار تو

آزاد و خودسر است عنان هوای من

یا رب ببین که از سر تکرار معصیت

دیگر شکسته قُبح معاصی برای من

گر تو مرا رها کنی از دست می روم

بی لطف تو شود دل دوزخ سرای من

سوگند می خورم به مقام ربوبیت

جز آستان تو نبوَد التجای من

آن فطرسم که در پی قنداقه آمدم

یعنی شکسته بال و پر ربّنای من

امروز بیا به خاطر ارباب بی کفن

منّت گذار و درگذر از خطای من

***

شرح دعای عرفه، خون دلِ خونِ خداست

فلسفه ی وجودی اش، غم تمام انبیاست

بر دل حکومت می کند هر جمله اش دانی چرا؟

چون عرفه ورود به، محرم و کربلاست

التماس دعا


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط حسن علی نصرتی 97/5/30:: 12:0 عصر     |     () نظر